تبليغاتX
فن وادب -اراک - گردش علمی

به نام آنکه هستی رازیباآفرید

گشت وگذاری درگذشته به مناسبت هقته معلم

اردیبهشت است وفصل رویش هرچه زیبایی ومن معلم بازنشسته رشته برق،که عاشق کارم بودم وهمه سعیم رابرای تربیت صحیح تکنسین هاومهندسین این جامعه بکاربردم ومثل مربی پرورشی باآنها دوست بودم وکارپرورشی کردم، باهم درزمین ورزش دویدیم وبسکت ووالیبال کردیم وگاهی به کوه ودامن طبیعت واردوهای مختلف وبادید مناطق جنگی رفتیم،به آنها درس دادم وازآنها درسها آموختم،با وضو به جمعشان رفتم وبابسم الله شروع کردم،هروقت روحانی نبود پیش نمازشان شدم وباهم به درگاه بی نیازراز ونیاز کردیم،آنها مردانه ازهمه چیز میگذشتند وجای خالیشان را برای ما میگذاشتند وگاهی مرا نیز به دنبال خود ازفاو درجنوب تا ارتفاعات سلیمانیه درغرب میکشاندند. درشادیشان شاد میشدم ودرغمهای پنهان وآشکارشان میسوختم وبعضا محرم رازهاوراهنمایشان میشدم.

    *وگاهی نیز دنبال تابوت بعضیشان خود راتشییع میکردم مثل شهیدان:عباس عزیزی،جلیل محمدی،مجتبی حکی کزازی ،رضا عبدالهی،ذبیح الله قربانی،مصطفی ابراهیم آبادی،رضا یحیایی،اکبرانصاری،خراطی،شمسی وخلیلی ازهنرستان شهیدرجایی اراک وشهیدان کم سن وبزرگی ازهنرستان شهید بهشتی دورودکه افتخارخدمتگزاریشان را داشتم،همچون:رضا احمدی،رضابوالحسنی،پرویزقائدرحمت،غلامرضاچگینی ،سیدکاظم موسوی(ازالیگودرز)وسید احمدمیرصفی(ازازنا) ودیگرانی که متاسفانه زمانه اسم آنها راازیادم برده است وخداکند رسمشان ازیادم نرود.واینها کسانی هستند که" <روزاول کامدند درس تاآخرگرفتند> وراه میانبررسیدن به مقصد راانتخاب کردند.ودانش آموزانی که به صف آزادگان سرفراز پیوستند ودل مارا به اسارت بردند مانند سهراب تهمتن،حسین احمدوند ومسعود سالاروند که خداوند حق همه شان رابرماحلال کند؛باورم این بود که باآنها هم جهت هستم وخودراوقف هدف آنها میکردم .

    *این شد که تن به هرکاری دادم وسعی میکردم مشکلی باقی نماند،گاهی به سراغم می آمدند که شرایط چنین است وچنان وشما باید مسئولیت هنرستان رابپذیرید(آنهم دونوبت) ومراازکلاس وکارگاه جدا میکردند،وقتی شرایط عوض میشد وبالایی ها عوض میشدند یا عوضی !وتحملم برایشان سخت میشد به کلاس برم میگرداندند.

   *سالهای آخرخدمتم بود که دولت عوض شد بازنوبت من شد وتکلیفم!شدکه باید مسئوول آموزش وپرورش بشوم، نپذیرفتم،خون شهدا مطرح شد واوکه ادعا میکرد دستش دردست امام زمان است !گفت:اگرنپذیری دست امام زمان رارد کرده ای!خیلی نگذشت که فهمیدم مرافریب داده است تابه اهداف خود برسد نه نظام ! وآنچه ادعا میکرد ومینمود ابزاری بیش نبود!ومن چه خوش خیال بودم که فکر میکردم میشود دراین باقی مانده خدمت کاری کرد؛اما بماند که چه شد.

هفته بزرگداشت معلم است وچنین معلمی برای خودجشن گرفته است وکتاب نانوشته خدمتش رابرای خود ورق میزند واین معلم برای خود وهمسرش که عاشقانه به کارش وبچه هاعلاقه داشت وبااصرارمن وشرایط جسمیش با27 سال خدمت بازنشسته شد وبادریافت ابلاغ بازنشستگی گریه کرد واولین روز مهرماهی راکه به مدرسه نرفت با اشک وغصه به پایان برد؛برنامه ایران گردی گذاشته است واولین مرحل اش انجام شد وچه پرباربه مدت ده روزقسمتهایی ازاستانهای اصفهان ،فارس ،هرمزگان،خوزستان ولرستان موردبازدید قرارگرفت .البته باپولی که ازآموزش وپرورش بابت25درصد پاداش بازنشستگی گرفتم.

    *آثار طبیعی،تاریخی ومرقدبزرگان ادبیات وقسمتی ازجغرافیای دیدنی وزیبای ایران راکه قبلأ ندیده بودیم،دیدیم وباگوشه ای ازمفاخر این کشورپهناور آشنا شدیم وهمش افسوس میخوردم که کاش معلمان  ماقبل ازبازنشستگی این فرصت راپیدا میکردند تا باشناخت عینی تری مطالب مربوطه راتدریس میکردند.

 

 

+ نوشته شده در 88/02/20ساعت 11:40 توسط آبایی هزاوه |