|
|
|
|
|
بنام خالق هستي بخش نامه اي ازاميركبير قربانت شوم :الساعه كه درايوان منزل باهمشيره همايوني،به شكستن لبه نان مشغولم خبررسيدكه شاهزاده موثق الدوله - حاكم قم - راكه به جرم رشا وارتشا معزول كرده بودم به توصيه عمه خودابقافرموده وسخن هزل برزبان رانده ايد.فرستادم اورا تحت الحفظ به تهران بياورند ؛ تااعليحضرت بدانندكه اداره امورمملكت باسفارش عمه وخاله نميشود . زياده جسارت است تقينامه اميربزرگ ايران به ناصرالدين شاه را انتخاب كردم.ميخواستم شرحي برآن بنويسم شايد براي مديران واصولا براي همگان مفيد باشد.بعد ديدم نامه به رغم اينكه حاوي نكات بسياري ميباشد اما خيلي واضح است وبي نياز ازهرگونه توضيح ميباشد . |
||