|
|
|
|
|
داستان تقسیم شکاربه عدل! آنچه درپی می آیداز کتاب« مولوی وجهان بینی ها درمکتب شرق وغرب » نوشته زنده یاد استاد محمدتقی جعفری انتخاب شده است که تحت عنوان"استبدادنابود کننده خود ودیگران"آمده است . شیروگرگ وروباه برای شکاررفتند.گاوکوهی وبزوخرگوشی راشکار نمودند.شیرنخست به گرگ دستوردادکه این شکارها رامیان ما تقسیم کن. گرگ گفت: ای شیر عزیز،گاو کوهی ازآن شماست که بزرگتر از مایی. بزکه حیوان متوسطی است ومن هم متوسطم ازآن من. روباه از همه کوچکتر است،لذاخرگوش هم ازآن روباه میباشد. شیرخشمگین شدوگفت:چگونه جرات کردی با وجود من ودرحضورمن،کلمه من رابرزبان آوری! شیرفوراپنجه درمغزگرگ زدوگرگ درمیان خون خوددرغلطید ،سپس رو به روباه کردوگفت:بیا جلوواین شکارها را تقسیم کن.روباه پیش آمدوگفت: ای شیرعزیز،این گاو چربی رادرچاشتگاه میل بفرمایید،وبز برای ناهارجنابعالی است وخرگوش هم غذای شامگاهی حضرت عالی میباشد. شیر میگو ید :ای روباه،این عدالت را ازکه آموختی؟ گفت ای روباه عدل افروختی این چنین قسمت زکه آموختی؟ از کجاآموختی این ای بزرگ گفت ای شاه جهان از حال گرگ |
||