|
|
|
|
|
نظری برنظرهای خوبان کج فهم
-اینجانب با درنظرگرفتن موقعیت جامعه وسانسور شدید خودم اگرچیزی نوشته ام اقل کاریست که یک آدمی مثل من پس ازسی سال کاردرآموزش وپرورش میتواند انجام بدهد فرق هست بین آنکه میداند و شناخت پیدا کرده باآنکس که متوجه اطراف خودش نیز نیست؛آنکه مرده است با زنده یک تکلیف ندارند میشود جبری بود وسکوت کرد وحواله همه رابه حضرت عباس داد وراحت ومحترم زندگی !! کرد.اما..... 2- اول اینکه "بنده خدا"معلوم است که کیست (ازاطلاعات وادبیات ایشان) اگرچه بندگان خداچون پدر ومادردارند اسمی هم دارند واگر به نظرشان اعتقاددارند ،چرا مجهول الهویه؟ 3- بقیه نظرات که ازبی نامی درآمده اند اما کاملا جعلی وشیطنت آمیز وبیخردانه!دونفرآنها ازبستگان نزدیک اینجانب هستندویکی ازآنها در ناحیه دو که بخوبی ازدیدگاه های آنها آطلاع دارم؛شاید برای کسانی که دوره جنگهای روانی را دیده اند کسب نتیجه به هرروشی مجاز باشد!اما نه دراسلام. 4- آن سه همکار محترم،دلسوز خدمتگزاروجانباز امتحان پس داده که دقیقا برعکس صفتشان وصف شده اند، آنقدر بزرگ بودند که تحمل روش ریا ونیرنگ رانداشته باشند واین مدتی هم که ماندند به خاطر هماهنگی تیم کاری ما بود وگرنه تابستان مصرانه دنبال استعفا بودند وهمین بزرگیشان خاری بود درچشم آنهایی که برای حکومت خویش همه راکوروکر میخواهند. آیاغفوری صادق، ریاکاراست ؟که اگربود نورچشمی بود و وضعش این نبود که هست! جناب سیدصدرالدین جنیدوسیده خانم میرداوودی که وحشی خوانده شده اند! وحشی هستندیاجلو بعضی وحوش راگرفتند،اگراینگونه بودندکه برای به جان دیگران انداختن بدردتان میخوردند . آقای جعفری دزدبود ؟او که میتوانست ازحالت اشتغال استفاده کند وبه امور دنیای اش بپردازد ماند ومردانه کارکرد ودرپست کارشناسی حقوقی کارهای حقوقی سالها انجام نشده راانجام داد ودستانش رابر حلقوم های گشاد بسیاری فشردو چقدر پرونده ملکی رابرای رفع مشکل پی گرفت ازجمله زمین مرحوم ریسمانچی که سندش به نام آموزش وپرورش است به مساحت 880مترمربع واقع درشهرک گردو که در سالهای قبل تکه تکه وقولنامه ای فروخته شده والان هشت خانواردرآنجا ساکن هستند وجالب است که هیچ تمایلی برای پیگیری آن وجود ندارد!!؟ وجعفری تا اخذ حکم جلب ساکنان پیش رفت که ماجراناتمام ماند.آیا سازمان نمیتواند از مسئول وکارشناسان وقت تحقیق کند؟البته که نه!حتما صلاح نیست.اما آنجا که صلاح هست برای کمتراز مبلغ کمتراز ده سانتیمتر مربع این زمین یابکارگیری یک معلم بنا به ضرورتی میشود بعضی افراد رابه هیات رسیدگی معرفی کرد! 5- آنهایی که دربحث استیضاح آقای فرشیدی مدیران مناطق راوادارکردندکه بانماینده منطقه شان تماس بگیرندوشب وروزشان رایکی کردند که ایشان رای بیاورند چه شده که حالا دم از سوء مدیریت ایشان میزنند (نظراول)خوب بودنویسنده یکبارمطلب بازنشستگی رابه دقت بخواند ونوشته خودش رانیز،باورکنید عجولانه تصمیم گرفتن دورازمدیریت است!آخرعزیز من شماکه مینویسید من بارها گفته بودم بعد ازسی سال یک ساعت نمی مانم. چرا باید از باز نشسته شدنی که خواهان آن بودم وآنرا رهایی میدانستم ناراحت شده باشم!- قیاس به نفس فرموده اید- ازروش کاری که حاکم براین سیستم است البته ناراحتم. اگر مدیر نبودم جه اصراری بر نگهداشتن من بود که از وزارتخانه درخواست مجوز یکساله شد؟چه کسانی را میخواهید بفریبید؟اگربتوانید با خودتان کنار بیایید مشکلات حل میشود مشکل از منیت است . 6- بنده قبول دارم که پذیرفتن مسئوولیت سنگین ناحیه کلاه بزرگی بودکه سرم رفت ولی خوشحالم که با قصد قربت وخدمت رفت حرفها وخواسته های آنروز گونه ای دیگر بو د!اگر معلم بودم دوست نداشتم باز نشست شوم ولی دراین پست وروحیه حاکم روزشماری میکردم .جالب است که نظر دهنده درجلسه معارفه حضورداشتند که خودراهیچکس ابن هیچکس معرفی کردم وگفتم" دراینروز روز تودیعم رامیبینم اگر عزرائیل آنرا وتو نکند"واو که نقشه ها برای آینده اش دارد زوداست که معنای این کلام رابفهمد! ایشان که به هرجای مردم سرک میکشند وهمه رارصد میکنند چگونه یادشان نیست که مرتب درجلسات ماهانه مدیران شرکت میکردم که نوشته اند "سال تا سال می آمد ومیرفت ومدیران ایشان را نمیدیدند!! مگر ما چندسال رئیس بودیم؟ بحمدالله جدا شدنم به گونه ای ترتیب داده شد که سبب آگاهی بسیاری شد وهیچ نیازی هم به این مکتوب نبود.وخود بیانگر گوشه ای از واقعیتهایپشت پرده بود. 7- زمستان باهمه بیدادش دارد میرود وازآنهمه برف جز اندکی نمانده که آنهم به نسیمی بند است خوب است سرهای زیر برف مانده بیرون آید ونگاهی واقع بینانه به اطراف خود بیندازند و آنهایی که اول کارادعا میکردند آموزش وپرورش باید یک گروه نق بزن داشته باشد؛چه شده که تحمل یک آه ازمظلوم دردمندی رانیز ندارند؟ 8- دراین قضیه اخیر همه حتی نزدیکان خودشان نیز به نوع عملکرد اعتراض داشتند آنهاکه تمام حرکات زیر نظرشان است وکسی بدون نظرشان آب هم نباید بخورد،آیااینرا متوجه نشدند؟البته شدند که دستور سکوت دادند وبسیج برای جلو گیری از بروز گند قضیه ونیرو چینی یک شبه! وای به روزی که پرده درافتد –اگرچه افتاده است وبه گیره ای بنداست – ودورنیست تاآنچه باآبروی دیگران کردند با خودشان نیز همان رود،کاش میدانستند که باید بین این مردم زندگی کنندوپست وقدرت همیشه نیست وخداهمیشه هست. 9-به نظر میآید این قضیه دیگرریشش درآمده وآرایشگر منتظراصلاح ،آنهایی که برای مردم پاپوش درست میکنند ونقشه میکشند برای رسیدن به پست های حقیردنیایی به هرقیمتی؛بدانند هرشروعی پایانی دارد ابتدا به آخرش فکرکنندقبل ازاینکه مردم رفتنشان راجشن بگیرند. دوست داشتم یک داستان خوب وآموزنده از مولوی برایتان بگذارم ازخستگی بیرون بیایید بماند درفرصتی دیگر.شاد باشید وموفق. همه باهم به پیش برای انتخاب بهترین ها درروز 24 اسفند |
||