مطلب زیررا آقای رضاطاهری جوان متعهد وخوش ذوق ضد سیگار ازساری برایم ایمیل نموده اند که به دلیل هم خودمساله وهم استفاده ازذوق ادبی جالب توجه آن به خصوص پاسخ بازبان شعرِ،برای دوستان گذاشتم.
استفتاء درباره حكم سيگار
ضمن عرض سلام به محضر مبارك فاضل و دانشمند و فقيه و مجتهد زمان، حضرت آية اللّه العظمى مكارم شيرازى، از جهت كسب آگاهى و اعلام نظر، سروده زير تقديم مى گردد.
از كرمانشاه غلامحسين توانا
آيت اللّه مكارم، اى فقيه نيك نام
اى همه عزّ و كمال و رفعت و جاه و مقام
اى سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
وى همه نورت كلام و وى همه نغزت پيام!
مكتب اسلام دارد چون تو مردى سرفراز
فاضل و عادل به گيتى، حاذق فقه و كلام
متن «تفسير نمونه» منحصر شد در جهان
آفرين بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام
هر پيامش بى نظير و هر بيانش دلپذير
متنِ شيرين و روانش دل برد از خاص و عام!
ضمن تقديم ارادت زان سپس، عرض سلام
محضر آن پاك مرد گوهر فرخنده نام
آنچه اكنون گشته سنگين، حلّ اين معضل بود
اين گِره بگشاى و واكن باب رحمت روى عام
نيك دانى آنچه دارد بهر انسان ها ضرر
طبق فتواى فقيهان مصرفش باشد حرام
مصرف «سيگار» دارد بس ضررها را ز پى
گر ندارد آن زيانى، پس ضرر باشد كدام؟
اين سموم بس كشنده روز و شب بيع و شرا
مى شود اينجا و آنجا با كمال اهتمام
فرض آنكه عايداتش باشد از انجم فزون
مى نيارزد آنچه دارد مرگ و بيمارى مدام!
مى نيارزد تا كه انسان جان خود سازد فدا
عقل سالم كى پسندد اين غُل و زنجير و دام؟
اين چنين چيزى كه دارد پاى تا سر شور و شر
از چه حاضر گشته دولت بهر توزيعش مدام؟
ساليانه صدهزاران مرده اند از اين طريق
اين ستم، گر نيست نقمت، پس چه بايد داد نام
چيست فتواى شما در محو اين «امّ الفساد»؟
يا چه دستورى نمايد منع آن را تا قيام؟
اى فقيه بافضيلت! رأى خود كن آشكار
هر كه گردد روسياه و يا كه گردد شادكام!
طول عمرت خواهم از درگاه حَىِّ لايزال
در سلامت پايدار و در سعادت مستدام!
پاسخ استفتاء
جناب آقاى توانا
مى كنم با نام حق آغاز، اكنون اين كلام
مى فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!
نامه ات خواندم كه بد از هر نظر «فصل الكلام»
دلنشين و جامع و زيبا و جالب خوب و تام
از محبتها و ابراز ارادتهاى ناب
گشته ام ممنون و دارم از برايت يك پيام:
راست گفتى، مصرف «سيگار» دارد صد ضرر
بهر شيطان شد سلاح و بهر ديوان، هست دام!
شعله اى از نار دوزخ، آتشى از قهر ربّ
در فسادش شك نكن از مذهب خيرالانام!
آن كه دل بندد به اين «امّ الخبائث» در جهان
از حقيقت دور باشد، در طريقت هست خام!
گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد»
اين به شكل «دود» باشد وان يكى «زهرى» به جام
گر بزرگى از بزرگان جايزش بشمرده است
بر بنى آدم خطا ممكن بُوَد از خاصّ و عام!
آنچه گفتم يك اشارت بود در اين مسأله
عاقلان را يك اشارت هست كافى، والسّلام!
|
ســوی دیــارعـــاشــقــان |
شنبه صبح 11.6 حرکت ما ازکاظمین به سوی دیارعاشقان آغازشد،درمسیر مرقدمطهر دوطفلان حضرت مسلم یعنی محمدوابراهیم که سندی دیگر ازقساوت وبی خردی دین به دنیافروشان هستند رفتیم وسعادت نوجوانان وجوانان مسلمان ومحفوظ ماندن آنها از شر طراحان فتنه جهانی راآرزو کردیم.
پس ازآن اولین شهیدی ازواقعه کربلا که زیارتش نصیب ماشد،عون ابن عبدالله ابن جعفر ابن ابیطالب بود که همچون برادر بزرگوارش جعفر دررکاب مولایش حسین (ع) به شهادت رسید ومادرقهرمانشان زینب بزرگ هیج جابرای آنهاگریه وزاری نکردوفقط ازحسین گفت وبرحسین مویه کرد ،نه چون که برادرش بود،که عباس(ع) نیزبرادربود،بلکه چون امام ورهبرش بود،نه اینکه مهر مادری نداشت، بلکه هدفی بزرگ داشت وهرچه داشت رابایدفدای آن هدف بزرگ میکرد،که کرد.
اگر چه مرقد عون فاصله خیلی زیادی بامدفن سایرشهدا نداشت،اماعلت اینکه چراجنازه ایشان بیرون کربلادفن شده است رانفهمیدم.
حربن یزید ریاحی نیز بیرون ازکربلا دفن شده است وآرامگاهش راتخریب کرده بودند برای بازسازی،وعلت دفن ایشان را چنین گفتند که چون حراز طایفه بنی تمیم بوده،قبیله اش جنازه ایشان رابه این محل یعنی محل اسکان خود آورده اند.
کاش مردانگی ودنیای فانی را فدای جهان باقی کردن واطاعت ازولایت وحر بودن راازحر تقلید میکردیم،کاش! مافقط زیارت نامه ای خواندیم ونمازی،والسلام . ازآنجا دورشدیم وحرراهم فراموش کردیم ،چون دیگران!
نماز ظهر وناهاراردرجوار مرقد جناب عون بودیم سپس به سوی کربلا راه افتادیم. درتمام مسیر کاظمین تاکربلا جایگاه اقامتی زائران پیاده رابرای اربعین آماده سازی میکردند،ازچادر گرفته تاسوله های سبک.
ورود به کربلا
بعدازظهر واردشهرکربلا شدیم،شهری غریب آشنا،ازکودکی بااین نام آشنابودم وحافظه ام پربود ازوقایعی که درجای جای آن رخ داده است بااینکه هیچ جای آنرابلدنبودم امااحساس غربت هم نداشتم، باربرهادوروبرماراگرفتتند وهمانها راهنمای ما شدند.
قبل ازورودبه حرم دلشوره ای غیرقابل وصف داشتم!عمری درآرزوی کربلا حسین حسین گفته باشی وحالا اینجایی. فکرمیکردم به محض اینکه چشمم به حرم بیفتد بیتاب خواهم شد واشک تنها فریادرسم باشد؛اما به محض ورود آرامشی درقلبم احساس میکردم همراه بااحساس غرور وافتخار ازاینکه شیعه چنین بزرگانی هستم.درذهنم موضوع های دیگری مرورمیشد :دلاوری ، رشادت،جوانمردی،ایثار،و....دریک کلام بزرگی وانسانیت درحدی که همه هست ونیست خود را فدای اعتقاد کردن وبقای دین واحقاق حقی که چون تکه ای گوشت جلو لاشخورها افتاده کردن، ودرسی که باید از کربلا وعاشورا گرفت،ازیکطرف وخدعه ونیرنگ وقساوت جاهلی وبه بازی گرفتن دین وبه نمایش گذاشن اوج خباثت وپستی ،از سوی دیگر ونقشی که مسلمانان عوام دراین واقعه دارند وهمه هم نماز خوان وتسبیح به دست! یک مسلمان خودرافدای رهبردینی اش میکند ومسلمانی دیگر براو حمله میکند واز هیچ جنایتی هم دریغ نمیکند! وهردو برای خدا وبقای اسلام ! ونقش مسلمان ولایی زیرک وباتقوا با مسلمان ریایی واحمق دراین گونه موارد نمود پیدا میکند.
*اینجامکتب انسان سازحسین است واوهم ذکر الله وجادارد که درکنار او اینهمه دل آرامش داشته باشد.# ادامه دارد
به نام خدای حجت بی همتای حق
سرآغاز یک هزارویکصدوهفتادویکمین سال امامت قطب عالم امکان حضرت مهدی صاحب الزمان ،رهبر بزرگ حکومت واحد جهانی برایشان ودوستداران اهل بیت وبرشیفتگان عدالت علوی خجسته باد.
چشمان منتظرانش روشن
به نام خالق هستی
ازکربلا تـا کـــربـــلا
به هرکجای مناطق جنگی که قدم میگذاری به وضوح میبینی ودرک میکنی که این کربلا مکمل آن کربلا است وآن بدون این ابتر و بی نتیجه،آنجا سرمشق وآغازی است برای خلق کربلاهایی ازاین دست واگرقیام امام حسین در آن مقطع تاریخ وآن قطعه از جغرافیابدون تکرار ویا بدون امتداد بماند معنایش اینست :که یا قیام امام به خواست یزیدیان محاصره شده ودرآن مقطع اززمین وزمان زمین گیرشده وتمام! یا ظلم به پایان رسیده ودیگر ظالم ویزیدی نیست ویا هست ؛اما کسی نیست که ندای "آیا کسی هست که مرا یاری کند"امام رهایی رابشنود ولبیک بگوید.!
آنجا ضریح بود وگنبد وبارگاه وگلدسته های منور وزائرانی نشسته درفضایی دلخواه ونمادی از تل زینبیه و خیام ، همه مسقف .یعنی مکتب ،کلاس ودانشگاه، بعضی دنبال مدرکی هستند برای زندگی این دنیا ورهایی آن دنیای خود! وبردردهای پیدا و نهان خویش میگریند وشفاعت میطلبند!وعده ای دیگر آمده اند تا درکلاس حسینی با گوش جان درس مولا را بشنوند و با تمام وجود عمل کنندوپیرو اوباشند. وهمین ها کربلای ایران رارقم زدند.
اینجا خاک است وبیابان وتانکهای سوخته ودلهای سوخته تر واسلحه های شکسته ومیدانهای پاک نشده از مین وموانع یزید عصر این معرکه وخاکی که هنوز بوی خون میدهد وپیکرهای بسیاری را مثل هزاران رازدیگرهنوز دردل مخفی دارد .
اینجا برهرتلی زینبی ایستاده است ،مادرانی که هنوز نفس دارند به امید قبسی اینجایند ،وپدرانی بدنبال نشانه ای ازفرزند، برادران وخواهرانی که به نیابت از خود وپدرومادرانی که نفسی برایشان نماند وداغ دلشان را به زیرزمین سرد بردند ،سر بر خاک این دیار گذاشته به حالت سجده ومیگریند وفرزندانی پدر نادیده به دنبال رد بویی ویا ردپایی ازپدر وهمه وهمه ازخردسال تا پیر دنبال کسب فضایل ودرک معنویات شهدا، یاران واقعی حسینند.
اینجا حاشیه اروند،اینجا شلمچه....طلائیه... هویزه...دهلاویه....چزابه... فکه و....اینجا کربلای ایران است ادامه کربلای حسین وهرکه دارد هوس کرببلا بسم الله.
کاروان راهیان نوردرراهند
سامرا
قرارگذاشتیم صبح جمعه جهت زیارت وعرض ارادت به ساحت مقدس امام حسن عسکری وپدر والا مقامش امام علی النقی ودیگربزرگانیکه درآن مکان مقدس دفن هستند مانند مادرحضرت حجت وعمه مکرمه ایشان حکیمه خاتون،عازم سامرا شویم شهری که هنوز هم کاروانها به آنسو نمی روند.
جاده به سختی تحت نظربود مثل خسروی بغدادبه اضافه برجهای دیده بانی دروسط جاده که ازحلقه های سیمانی روی هم گذاشته شده درست شده مبالای آن تیرباری بود که با تورهای استتاری پوشیده شده بود ودر کنارجاده نفربرهای نظامی وتانکها نیزروبه جاده درچپ وراست وجود داشتند. هنوزخیلی از شهر دور نشده بودیم که پادگان بزرگی که مقرآمریکائیهابود باوسعتی غیرقابل باور وحفاظت های لایه ای عجیب از دیوار بتنی-سیم خارداروسپس خاکریزوبرجهای متعدد دیده بانی وانواع تسلیحات به چشم میخورد. آبادیهای اطراف این جاده که به سمت تکریت زادگاه صدام ملعون میرود وراه آهن بغداد –موصل نیز به موازات آن کشیده شده ، همه سنی نشین هستند ومحلی رانشانمان دادند که کنار جاده 10نخل وجودداشت که شیعیان رابه آنها آویزان میکردند! لطف کنید روی ادامه کلیک کنیدکجـایـنـد مـردان بی ادعـا ؟
ازسمت تهران که وارداراک میشوی روبروی مسکن یادادگستری پل عابرپیاده ای وجود دارد که بیشترین خاصیتش این است که اتومبیلها از زیرآن عبورمیکنند!دردوسوی آن وبه عرض جاده شعارهای زیبایی وجود داشت که یادآور دوران رشادتها،جوانمردیها ،ایثار و...... بود که یکیش این بود"کجایند مردان بی ادعا"
واگرامروز ازآن مسیر گذر کنی تابلوهای تبلیغاتی که همه تبلیغ ازموسسات مالی و سرمایه ای وبانکهامیباشد جایگزین آنها شده است وشفاف نشان میدهد که کجایند!؟
هیچ نیاز به توضیح نیست.طبیعی است که امروز زمان مدعیان است وبی ادعا ها نه دیگر جایی دارند ونه ادعایی!
*اگرمزارمقدس آن بی ادعاهای خونین را نیز شخم بزنیم وبرای مدعیان پارک ومحل خوشگذرانی بسازیم نیز کسی ادعایی نخواهد داشت وپرشدن قطعه صالحین بهشت زهرا ازپدران ومادران وبستگان درجه یک شهدانیزگویای این واقعیت تلخ است که مدافعی هم نیست.!
*امروز هرکاری باید توجیه اقتصادی داشته باشد وامور فرهنگی که انقلاب مقدس ما برآن استواراست ازدید بعضی ها چنین توجیهی ندارد !!
خوب لابد ندارد وآنها بهتر میفهمند! بی اذعاها فکری به حال مرده وزنده خودشان بکنند! حــــــــــــــــــداقــــــــــــــــــل مـــــــــــــــــــدعــــــــــــــــــــی شــــونـــــــــــد!
|
مسجد براثا |
این مسجد ازجمله مساجد مقدسی است که امروز درشهربغداد واقع است ومحل برگزاری نماز جمعه شیعیان آن شهراست وزیارت آنجا مورد تاکید قرارگرفته است میشود شرح آنرادرمفاتیح الجنان نیز مطالعه کرد. اینجا همان محلی است که سال قبل سه فریب خورده ازخدا بی خبر درموقع نماز جمعه جنازه منحوس خودرا منفجر کردند تاباکشتن حداقل هفت شیعه مستقیم به بهشت بروند ! وبیچاره های احمق نمیدانستند که بهشت دنیایی جهانخواران را تامین میکنند وفتنه شیعه وسنی کشی دوران صفویه راآغاز میکنند که این طوطئه باهوشیاری رهبران شیعه عراق ودعوت شیعیان به خویشتن داری خنثی شد .
این انفجار باعث شهادت حدود نود نفر وتعداد بیشری زخمی شد که عکسهای شهدا که عمده آنها جوان بودند بردیوارنصب بود.چگونگی اقدام آنها راازراهنمای مسجد که جوان برومندوخوش سیمایی بود سوءال کردیم واوهم توضیح دادوعجبا کههنوز تحت تاثیرآنواقه بود وخودراکنترل میکرد که گریه نکند. درذهنم گذشت که:"الهم العن اول ظالم ظلم حق محمدا وآل محمد وآخرتابع له علی دالک"
مسجد درحال بازسازی وگسترش بود وجوانان مصلح ازپائین وبالای بام حفاظت آنجا رابرعهده داشتند وکنترل وبازرسی هم نسبتا شدید ترازجاهای دیگربود،حتی سوئیچ های کنترلی یا ریموت ها رانیز تحویل میگرفتند،البته راهنمای مذکور ازاین بابت عذرخواهی کرد وگفت:"چاره ای نیست" ودرپایان قبل ازخروج باکیک وآب میوه پذیرایی کردند.
زائران ازچاهی که گفتند چشمه ای بوده که برای حضرت مریم ظاهرشده وبعدها حضرت علی(ع) آنرا ظاهرکردند وبه تازگی درب آنراباپوششی شیشه ای بسته بودند وباپمپ آب آنرادردسترس قرارداده بودند،آب برمیداشتند.سنگی نیز درآنجا بودکه گفتند حضرت مریم ، حضرت عیسی رابرآن گذاشته؛زنهای عرب آب رادرگودال کوچک روی آن ریخته ،دوباره جمع میکردند وبرای تبرک باخود میبردند.محل نماز امام علی وحسنین نیز به صورت محراب بود که زائران درآنجا دورکعت نماز بج می آوردند.
قسمت بعد انشاءالله سامرا