تبليغاتX
فن وادب -اراک

 

این هم شعری ازمرحوم ملک الشعراتا چه درنظرافتدوچه برداشت شود

خوبرویان یاررادرعین یاری میکشند                 دوستداران رابه جرم دوستداری میکشند

مرغ وحشی چون نمی افتدبدست کودکان       مرغ دست آموز رابا زجروخواری میکشند شاهـدان دیرجوش ،ازدوستـان باوفــا             زود سیرآیندو ایشـان رابه زاری میکشند

دوستان خاص رامانند مرغ خانگی               درعروسی وعـزابررسم جاری میکشند

سرشبانان قی المثل گوساله پابسته را        درقبال جســــتن گــاوفـــراری میکشند

تامگرازکیدبدخواهان دمی ایمن شوند            نیک خواهان راازفرط خام کاری میکشند

بهرقربان برسرراه حسودان دورو                   غمگساران رابجای غمگساری میکشند

چون وزیروپیل ورخ افتادند وشاه                     ماندبی اصحاب بایک زخم کاری میکشند

تجـربـتها کرده ایم ازکـاردولت ها بهـار

گرنگشتی اختیاری اضطراری میکشند

 

 

+ نوشته شده در 87/01/29ساعت 13:17 توسط آبایی هزاوه |

«انتخابات هشتم»

انتخابات مجلس هشنتم به غیرازتعدادی ازمناطق که به دور دوم کشیده شد،به اتمام رسیده وعمده قانونگزاران مشخص شده اند.بطورقطع دستگاهایی وظیفه تحلیل چگونگی روندانتخابات،نوع تبلیغات ،درصد شرکت مردم درمناطق مختلف واینکه چه افرادی حائز بیشترین آراشدندوباچه روشی؟آیا توانمندی نامزد باعث اقبال مردم شد یا تحت تاثیرروش خاصی ازتبلیغ به اورای دادند؟رابه عهده خواهندداشت ونمیشودخوشحال ازاینکه فلانی رای آورد ویا تاسف ازرای نیاوردن فلان،ازکنار این قضیه مهم گذشت.

دراستان مرکزی زیر50%یعنی46.78به پای صندوقها رفتندکه حوزه اراک-کمیجان وخنداب با کمترین شرکت کننده یعنی37.44%(که قطعاشهراراک به تنهایی چندین درصد پایین تراز رقم مذکوربوده است)وحوزه تفرش با77.69%بیشترین شرکت کننده رابه خوداختصاص دادند.

پس ازاراک حوزه ساوه با42.26%کمترین وبعدازثفرش ،شازندبا71.22%بیشترین آرا را داشتند.که جای بررسی ودقت نظروکتکاش بیشتری راازسوی مسئولین ذیربط دارد.

         درمرکزاستان نفراول دوره قبل یعنی مهندس عباس رجایی توانست همان رتبه را با 62514رای حفظ کندوهنوز مورداعتماد رای دهندگانش باشدکه این امر به تنهایی ارزشی بیش ازورود به مجلس برای باردوم راداردوازاین بابت هم باید به ایشان تبریک گفت وآرزوی توفیق وخدمتگزاری روزافزون برایشان داشت.

      آقای احمد لطفی هم بابرنامه ریزی ازمدتها قبل یعنی زمانی که شهردارازاک بودند وباکارمداوم(اگرچه باحرف وحدیث بسیار)توانست56646رای راجذب کند وخودرابرای چهار سال درمعرض قضاوت مردم قراردهد.انشاالله درخدمت بهمردم وکشوراسلامی روسفید باشندوموردعنایت حق تعالی.

اماتبلیغات نامزدها وطرفداران آنها وتاثیرروش آنهاورعایت قوانین یاخلاف آنرانباید ازنظر دور داشت،زیرااین امر بیانگرشخصیت،طرزتفکروتوانمندی وبیانگر مقدارالتزام عملی به قانون و دین و وامداربودن یانبودن یک کاندیدا میباشد.

      وقتی نامزدی به هرقیمتی باهزینه های نامحدود،سفره های رنگین درازمدت ووعده هایی که درمحدوده وظایف نمایندگی نیست،یاعوامفریبی هاواستفاده ازتوانمندی مالی واجتماعی دیگران بیش ازحد متعارف وبعضا قانونگریزیهایی مثل تبلیقات زودهنگام، یا تبلیغات خلاف مثل عکسهای پشت شیشه مغازه هاواتومبیل هاوپلاکاردهایی باعنوان ستاد مردمی وخریدن رای واستفاده ازموقعیت اداری هواداران وبکارگیری زیر دستان،و.... میخواهد به جرگه قانونگزاران بپیوندد!هیچ وظیفه ای اولویت دارترازبرداشت ازکشته های خود وپشتیبانان مالی،اجتماعی وسیاسی خودنخواهدداشت.ولذا برای مردم میماند یک وعده غذای چرب خوردن وچهارسال قاشق خالی به دهان بردن.وبرای چنین نمایندگانی ادای دین های بسیاری که به گردن دارد؛زیرا هیچ سرمایه گذاری بدون امید برگشت سود وسرمایه برای عزیزترین کسش هم اقدام نخواهد کرد.واگر نماینده ای بخواهد غیراز این عمل کند وبه سوگندش وفادار بماند،قبل ازدیگران بدست همین یاران انتخاباتیش زمین گیرخواهدشد.

       روش تبلیقاتی مذکور اگر چه از نظر عقلامذموم است ودرشان یک نماینده شورای اسلامی نیست ،اما هنوزبعضی ازآن جواب مثبت میگیرند.

+ نوشته شده در 87/01/25ساعت 20:49 توسط آبایی هزاوه |

شخصی درمحضرامام زین العابدین(ع)عرض کرد:خدایا،مرا به هیچ یک ازبندگانت محتاج مکن . امام فرمود:هرگز چنین دعایی مکن،زیراکسی نیست که محتاج دیگری نباشدوهمه به هم نیازمندند،دعاکن که خداوندترانیازمندافراد پست فطرت وبد سرشت نکند.
+ نوشته شده در 87/01/23ساعت 0:0 توسط آبایی هزاوه |

 

«خنده سنگری دیگر»

 

هرکی تفنگشوگم کنه اعدام میشه .... واوخنده اش

 راگم کرده بود.

 

گفت:پاشو.گفتم چکارکنم؟گفت بروبجنگ.

گفتم :مگه شروع شده؟گفت:خودتوبه خنگی نزن.تودرجبهه متولدشده ای ومدتها جنگیـده ای.....گفتم:دروغه.

بزورسعی میکردخونسردیش راحفظ کند.ولی لحن صدایش تغییرکرده بودویکنوع تشنج عصبی دراوبخوبی نمایان بود.اینبار باصدای دورگه وگرفته ای گفت:پاشو ازتوی پیله ات بیا بیرون واین زخم عمیقو روی قلبت نگاه کن شاید همه چیزرو بفهمی.

گفتم: نه رفیق...این زخم یک دشمن نیست.یادگار یه دوسته!!

سکوتی تلخ روئید.سرانجام اوسکوت راشکست وبالحن آمیخته باتاسفی گفت:یه روزگاری تو باعث افتخارمابودی.تجربه های تودرجنگ مایه امیدمابود.وبعد یهو منفجر شد. بی حوصله و خشمگین فریاد زد:ولی حالا مثل یک بزترسو خودتو به موش مردگی زدی.

لحن صدایش دوباره تغییر کرد. ملتمسانه گفت: پاشو، ازت خواهش میکنم پاشو برو بجنگ.

گفتم :بین مامدتهاست آتش بس اعلام شده. تااومد حرف بزنه پریدم تو کلامش که:میدونم، او همچنان شلیک میکنه!

میدونم که سینه ام،هم چنان آماج گاه گلوله های بی دریغ اوست،ولی:هرگز شلیک نخواهم کردو نخواهم جنگید.

نگران ومضطرب فریاد زد:پس تفنگتو بده تامن بجنگم وشلیک کنم.

غم سنگینی روی دلم ریخت وباحسرت وافسوس نگاهش کردم.که میگفت یالله تفنگتو بده ،بزار من باهاش بجنگم.

به او چه بگویم؟!بگذار حقیقت رابرایش عریان کنم،به او میگویم رفیق شفیق،تفنگهامان پوسیده است ومهماتی درکارنیست وفشنگهامان درفراموشی نم کشیده است. بنابراین حربه جدیدی را برعلیه دشمن آزمایش خواهیم کرد.

بالبخندی حاکی ازرضایت گفت متشکرم تو همیشه یک جنگجو بوده ای وهماره خواهی جنگید. ولی ازچه حربه ای میخواهی استفاده کنی؟گفتم:ازخنده!میخواهم بخندم...

درخودفرورفت وخیره بسوئی نگریست وصدایی ازته گلویش بیرون آمدکه:آه،چه جنگ وحشتناکی خواهدشد!!—

لحظه ای بعد،هردوزیررگباری ازناکامیها،دروغهاوخیانتهازمزمه میکردیم:«خنده بر هردرد بی درمان دواست» ومیخندیدیم،قهقهه میزدیم ومیرفتیم؛ میرفتیم تادرمه آلوددوردست امیدهای تازه ای راجستجو کنیم...////------------------

00000000000000000000000000000000000000

 

بازنشستگی فرصت مغتنمی است برای مطالعه وتحقیق؛دربین کتابهایم پرسه میزدم به کتابی با عنوان "بیگاری..!"مجموعه طرح وقصه از آقای هادی گلزاده برخوردم که حاوی یازده طرح وقصه خوب است وقصه بالا یکی ازآنهاست.این کتاب درپاییز1353 به زیور چاپ آراسته شده وحقیریک جلدآنرادرسال 1355تهیه کردم باقیمت85ريال پشت جلد و15% تخفیف.

+ نوشته شده در 87/01/19ساعت 11:45 توسط آبایی هزاوه |