تبليغاتX
فن وادب -اراک

    

اين هم كارتن خوابي با صفا ودركمال آرامش

امانه براي فرزندان آدم ! اميد كه درشروع فصل سرما شاهد كارتن خوابي نباشيم/

 

+ نوشته شده در 84/09/23ساعت 19:0 توسط آبایی هزاوه

 من وكفشهايم

 

زمانه عجب سرعتي درگذران دارد،انگارهمين هفته گذشته بود كه بالاخره سعي وكوششم به نتيجه رسيد وتوانستم ازدرآمدهاي جنبي حاصل - به غيرازشغل اول وكاردومم- مبلغي راجهت خريد يك جفت كفش كنار گذاشتم وخوشحال درفرصتي مناسب كه گذارم به بازارافتاد وباحسرت ويترينهاي بسياري راوراندازكردم وپشت سرهم آه كشيدم،يك جفت كفش مناسب با توش وتوانم!خريدم ومثل يك فاتح بزرگ،خودراسواربرابرهااحساس ميكردم وتاچندروزهميشه حضور كفشها رادرپاهايم لمس ميكردم وخوشي حاصل ازاين نعمت   رامزه مزه ميكردم وراستش گمان ميكردم چيزي به شخصيتم اضافه شده ! حالا شخصيت چه ربطي به پاپوش دارد بماند.؟!

به هرحال سه سالي بااين كفشها گذران كردم؛ اين راتقويم ميگويد وگرنه خودم گمان ميكنم همين هفته پيش بوده است! وحالامن مانده ام وپاپوشي كه ديگرهم به حال خودش گريه ميكند وهم به حال بنده خودش عذاب ميكشد وپاهاي مرانيزمي آزارد،البته تقصيري هم ندارد، زيرا دوسال پيشزمان مرخصي اش فرارسيد ومن  تاامروزچنين اجازه اي رابه آنهانداده ام يعني نتوانسته ام!

.وحالا برخلاف روزهاي اول وقتي آنها رابه پاميكشم،احساس ميكنم شخصيتم دچارمشكل ميشودومحتويات ذهني ومفيد علمي وانساني ذخيره شده درمغزووجودم كه يك دنياارزش داردراتحت الشعاع خودقرار ميدهد؟1

چاره چيست وقتي خواستن، هست وتوانستن،نيست ؟ بهتراست همين كفشهاي كهنه را وركشم ودنبال روزگارخويش باشم وبه اميد روزهاي بهتر؛ بروم وسرراه سلامي به تعميركاركفش بزنم .

+ نوشته شده در 84/09/11ساعت 11:32 توسط آبایی هزاوه |

ياران،عبث نصيحت بي حاصلم كنيد.    ديوانه ام،من عقل ندارم ولم كنيد

ممنون اين نصايحم ،اما من آنچنان       ديوانه اي نيم،كه شماعاقلم كنيد

مجنونم آنچنان كه مجانين زمن رهند    واي اربه مجلس عقلا داخلم كنيد

من مطلع نيم كه چه بامن نموده عشق خوبست اين قضيه سوال ازدلم كنيد

يك ذره غيرعشق وجنون،ننگريدهيچ     درمن اگركه تجزيه آب وگلم كنيد

كم طعنه ام زنيدكه غرقي به بحربهت    مرديداگر؟هدايت برساحلم كنيد!

                                                                    ميرزاده عشقي

+ نوشته شده در 84/09/11ساعت 0:26 توسط آبایی هزاوه |

بنام خالق هستي بخش

نامه اي ازاميركبير

قربانت شوم :الساعه كه درايوان منزل باهمشيره همايوني،به شكستن لبه نان مشغولم خبررسيدكه شاهزاده موثق الدوله - حاكم قم - راكه به جرم رشا وارتشا معزول كرده بودم به توصيه عمه خودابقافرموده وسخن هزل برزبان رانده ايد.

فرستادم اورا تحت الحفظ به تهران بياورند ؛ تااعليحضرت بدانندكه اداره امورمملكت باسفارش عمه وخاله نميشود . زياده جسارت است تقي

نامه اميربزرگ ايران به ناصرالدين شاه را انتخاب كردم.ميخواستم شرحي برآن بنويسم شايد براي مديران واصولا براي همگان مفيد باشد.بعد ديدم نامه به رغم اينكه حاوي نكات بسياري ميباشد اما خيلي واضح است وبي نياز ازهرگونه توضيح ميباشد .

+ نوشته شده در 84/09/04ساعت 23:33 توسط آبایی هزاوه |

بسيج وبسيجيان مخلص برگردن همه افراداين جامعه- حتي نسلهاي بعد - حق حيات دارند .

چه آنهايي كه فهميدند ، وچه آنهايي كه نفهميدند ، وچه آنهايي كه نخواستندبفهمندكه نفهميده اند! فهميده اند امابه هزاران دليل نفساني وشيطاني خودرابه كوچه علي چپ زده اند! ومن هم نميفهمم كه مگرفرهنگ بسيج وايثاروشهادت موضوعي است كه كسي - جزكوردلان مغرض ومريض - ببيندوآنرا نفهمد ؟

«هفته بسيج برهمه بسيجيان عشق وايثار مبارك باد ‌»

وشهد شيرين شهادت گواراي وجودآنهايي كه مردانه نوشيدندش وبه جواررحمت حق شتافتند وماازدرك مستي آنهانيزعاجزمانده ايم ومانده ايم و.......مانده ايم .

+ نوشته شده در 84/09/03ساعت 19:42 توسط آبایی هزاوه