تبليغاتX
فن وادب -اراک

نامه سرگشاده احمد ‌توكلي به موسوي و خاتمي

توکلی: آن‌که باید تصميم به بازگشت بگيرد شما هستيد

احمد توكلي در نامه سرگشاده اي خطاب به موسوي و خاتمي اعلام كرد: گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. ترديدي نيست كه معارضه چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. تصميم به بازگشت بگيريد

به گزارش بازتاب انلاین ، متن كامل نامه رئيس مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي و نماینده تهران در خانه ملت  به شرح ذيل است:

بسمه تعالي

برادر محترم جناب آقاي ميرحيسين موسوي
برادر محترم جناب آقاي سيد محمد خاتمي

سلام عليكم 29/6/1388

در دو سه ماه گذشته، حوادثي گزنده و تلخ بر كشور ، انقلاب و مردم رفت كه حرف‌هاي شنيدني و لابد گفتني بسياري پيرامون آن‌ها وجود دارد كه بحث از آن‌ها در حوصله اين مقال نيست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم ؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. ولي در روز قدس حوادثي رخ داد و به نام طرفداري از شما شعارهاي داده شد كه خود را ناچار از اين كار ديدم تا وجدان‌تان را در معرض سؤالاتي قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضيح دهيد.

شما كه همواره به‌درستي گفته‌ايد پرسشگري ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسي است، طبعا نبايد رنجشي پيدا كنيد؛ بلكه «فان الذكري تنفع المؤمنين» اما نكات قابل عرض:

1- در روز قدس كساني‌كه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار مي‌دادند:

استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
مرگ بر...
ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم

اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازه‌اي است كه در سال‌هاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد.اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيت‌نامه‌شان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايه‌گذار آن نبود؟

پاسخ اين پرسش‌ها آن‌قدر روشن است كه كسي را ياراي انكار نيست. حالا شما بايد جواب دهيد كه وقتي با ادعاي احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده خط امام، معترضان را علمداري مي‌فرماييد، آيا از اين شعارها و سردهندگانشان برائت مي‌جوييد يا با ادامه سكوتتان آن‌ها را تاييد مي‌كنيد؟ در اين صورت جواب امام را چه مي‌دهيد؟

2- تا اين‌جا، حوادث نشان داد كه جريان موسوم به سبز لااقل چها ويژگي زير را دارد:

با مباني انقلاب اسلامي ناسازگار است.
از پشتباني بيگانگان مخالف اسلام، استقلال ايران و مسلمانان جهان برخوردار است.
رفتار وظاهر كثيري از افراد آن حاكي از عدم تقيد به شرع و ارزش‌هاي انقلابي است.
قصد معارضه با نظام قانوني و مردمي حاكم را دارد و به اعتراض در شكل قانوني راضي نمي‌شود.

آيا اگر امام زنده بود چنين جرياني را خيانت‌بار نمي‌خواند؟

3- در ميان معترضان، طرفداران نظام و دينداران ناراضي از اوضاع كم نيستند. بعضي از اعتراضات اينان و حتي معارضان بي‌اعتقاد به دين و نظام نيز درست است و بايد زمينه‌هاي اعتراض برانگيز را رفع كرد؛ ولي آيا شما فكر مي‌كنيد اكثريت معترضاني كه راه معارضه را برگزيده‌اند و شعار جانم فداي ايران سرداده‌اند، وقتي خطري متوجه ايران شود روي حرفشان مي‌ايستند؟ جان كه هيچ، يك گام هم اكثرشان براي استقلال و آزادي ايران عزيز بر نخواهند داشت.

مي‌نشينند و منتظر مي‌مانند تا همان اكثريت مستضعفي كه به پيروي از امام و مراجع و روحانيت انقلابي، ايران را حفظ كردند بازهم جانفشاني كنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل كنند. شما پشتيباني چه كساني را به‌دست آورده‌ايد و حمايت چه اقشاري را از دست داده‌ايد؟ مؤكدا مي‌گويم كه اين نگاه به‌هيچ‌وجه نافي حقوقي كه بر عهده حكومت حتي در قبال معارضان قرار دارد نيست و نبايد باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هركس محترم است و بايد ادا شود.

4- جناب آقاي موسوي! يادتان هست كه يكبار امام در پاسخ اعتراض برخي روحانيان صاحب‌نام نسبت به دولت جنابعالي، خطاب به آنان فرمود نه شما از اميرمؤمنان برتريد و نه نخست‌وزير از خلفا بدتر؛ همان‌طور كه علي عليه‌السلام با خلفا در برابر خطر خارجي همكاري كرد، شما هم با دولت مدارا كنيد (نقل به مضمون). درحالي‌كه به شهادت صحيفه نور امام همانند آن معترضان، با سياست‌هاي اقتصادي دولت‌سالارانه جنابعالي مخالف بود ولي به‌خاطر وجود خطر دشمن خارجي از شما به شدت حمايت مي‌كرد و مخالفانتان را به همكاري فرا‌مي‌خواند. حالا چه شده است كه آن استدلال امام را فراموش كرده‌ايد؟ خطر بيگانه كم شده يا معارضه مجاز گشته است؟ حتي اگر حق كاملا با شما مي‌بود- كه حتما چنين نيست- باز اجازه معارضه نداشتيد.

5- برادران محترم! شما در ايام مسؤليت‌تان موضوع فلسطين را به‌‌درستي، موضوع همه ما مي‌دانستيد حالا چرا در برابر شعار انحرافي نه غزه نه لبنان سكوت كرده‌ايد؟ نظرتان عوض شده يا صهيونيست‌ها تغيير ماهيت داده‌اند؟ آيا قدرت آن‌قدر شيرين است كه براي رسيدن به آن بايد پا روي اعتقادات امام گذاشت؟ شما كه مي‌گوييد خط امامي هستيد.

6- جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيان‌تان، زماني نفرينِ «مرگ بر آمريكا» را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونت‌بار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ «مرگ بر ...» چيست؟ آيا امام بر اصالت امر ولايت فقيه در اسلام تاكيد نمي‌كرد و نفرمود:«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟» فكر نمي‌كنيد كه شما هرچه داريد از حكومت ولايت فقيه است؟ فكر مي‌كنيد اگر كساني كه امروز شعار جمهوري ايراني مي‌دهند، سركار بيايند، شما را خلع لباس و منزوي نخواهند كرد؟ البته اگر زنده‌تان بگذارند.

7- روش شما در اين ايام چنان است كه گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. داريد سلاح كساني را تيز مي‌كنيد كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم‌سالاري ديني و لوازمش ندارند. ترديدي نيست كه معارضه به ظاهر جديد، با شعارها و استراتژي‌هاي شمرده شده، چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. اگرچه خيانت فاعلي بر همه افراد اين جريان صدق نمي‌كند، ولي قطعا خيانت فعلي هست. فكر مي‌كنيد حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده مي‌شود نظامي كه با خون‌دادن‌ها و خون دل خوردن‌هاي بسيار برپا شده و تنها حكومت ديني جهان، ولو پر عيب و نقص، است، به اين راحتي عوض مي‌شود؛ يا تصور كنيد همه آناني كه امروز زير علم شما سينه مي‌زنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.

سه نتيجه ناگوار ديگرنيز بر اوضاع فعلي مترتب است:
8- دولت فعلي برخاسته از راي مردم و قانوني است ولي در كنار خداماتش، خودرايي‌ها، ندانم‌كاري‌ها و جهت‌گيري ‌هاي نادرستي نيز دارد كه رفتار و روش شما، كار برخورد با اين كژي‌ها را(كه در دولت‌هاي پيشين هم بي‌سابقه نيست) دشوار مي‌كند و ميدان نقادي حاكميت تنگ مي‌گردد.

9- علاوه بر اين، طبيعي است كه وقتي حضور جريان حامي شما، با اغتشاش و خسارت‌هاي اجتماعي همراه مي‌گردد، حضور نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي به ضرورت بيشتر مي‌شود، از اين حيث نيز آزادي‌ها محدود مي‌گردد. در اين محدوديتي كه براي نقادي و آزادي‌خواهي به‌وجود مي‌آيد شما چقدر مسؤليت داريد؟

10- نكات فوق، به اضافه فضاي نامطمئن سياسي ناشي از معارضه جريان به اصطلاح سبزبا نظام، نااطميناني را به دنبال دارد، نتيجه‌اش كاهش سرمايه‌گذاري است كه توليد و اشتغال را كاهش و قيمت‌ها را افزايش مي‌دهد. يعني فشار بر مردم بيشتر مي‌شود. در واقع بازنده اصلي مردم‌اند. آيا مي‌ارزد؟

برادران محترم! همه ما كم‌وبيش، و امروز شما آقايان به ويژه، مخاطب اين آيه قران هستيم:
يا ايهاالذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، اي مؤمنان! چرا سخني مي‌گوييد كه بدان عمل نمي‌كنيد؛‌ اين‌كه چيزي را كه بدان عمل نمي‌كنيد مدعي باشيد، در نزد خداوند بسيار خشم‌برانگيز است. شما با ادعاي احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده حضرت امام رضوان الله عليه به ميدان آمده‌ايد، بايد با صراحت تكليف خود را مشخص بفرماييد تا گرفتار خشم خدا نشويد.

اين نصيحت مرا با ذكر عيوب مخالفان خود پاسخ ندهيد. سعي نفرماييد با فهرست كردن اقوال بي‌عمل آنان يا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنماييد. و لا تزر وازرة وزر اخري، كسي بار ديگري را به‌دوش نمي‌كشد. تعدادي از نيروهاي وفادار به انقلاب و ولي فقيه مظلوم و مردم شريف، از جمله بنده، در اين ايام همواره خواسته‌ايم كه شما در عرصه سياست با احترام، و البته با رعايت تكاليف قانوني خودتان، فعال بمانيد تا در فرايندي مردم‌سالارانه به رقابت بپردازيد و ضمن آن‌كه به تصحيح مسير و كاركرد حكومت مدد مي‌رسانيد ، خطر تحجر را كاهش دهيد، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببريد و فرصت جولان در عرصه آزمايش عملي براي‌تان باقي بماند. آيا شما نمي‌خواهيد امكان دهيد تا اين خيرخواهي مؤثر شود؟ مقصود من اين نيست كه همه تقصيرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و ديگران بي‌قصور و تقصيريم اما آن‌كه بايد اول تصميم به بازگشت بگيرد، شماييد نه مخالفان شما.

من آن‌چه شرط بلاغ است با تو مي‌گويم
تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

برادر شما - احمد توكلي منبع سایت خبری بازتاب آنلاین

+ نوشته شده در 88/07/09ساعت 19:33 توسط آبایی هزاوه |

كاش امشب بازباران ميگرفت

بغض من راه نيستان ميگرفت

كاش امشب دردها مي آمد فرود

بغض من زخم علي را مي ربود

دراین شب های بیداری وروزهای هوشیاری خداکند کمی علی بزرگ رابشناسیم وشیعه اش باشیم واززخمهایش بکاهیم ومرهم دردها وبی کسی هایش باشیم .وازفتنه گرها ومنافقین دوری گزینم .

یاران :عبادت ها وخود سازی رمضانیتان مقبول حق وعلی وار.

+ نوشته شده در 88/06/22ساعت 1:25 توسط آبایی هزاوه |


بازخوانی پرونده تخلفات مالی کروبی در بنیاد شهید!

یکی از سئوالاتی که در مورد  دبیرکل کنونی حزب اعتماد ملی«مهدی کروبی»  و کاندیدای معنرض  انتخابات دهم ریاست جمهوری مطرح بوده است، میزان بالای هزینه‌های این حزب و هم‌چنین ریخت و پاش های فراوان ستادهای انتخاباتی وی است.

بنیاد شهید مهدی کروبیدر22 اسفند 1358 مهدی کروبی به سمت سرپرست بنياد شهيد انقلاب اسلامي منصوب شد. وی تا 6 مرداد 1371 مسئولیت این بنیاد برعهده‌ی وی بود. در این تاریخ وی با نظر مقام معظم رهبری از این سمت برکنار شد. مفاسد مالی بسیاری در دوران مدیریت وی در بنیاد شهید اتفاق افتاد که برخی هنوز هم لا ینحل مانده است. گفته می‌شود ثروت هنگفت وی که سال‌ها اورا در پیشبرد آمال سیاسی اش از جمله تآسیس حزب اعتماد ملی و ریخت و پاش فراوان در انتخابات موثر بوده‌است.

آقای «جواد میرفندرسکی» در اواخر دوره‌ی مدیریت آقای کروبی معاونت حقوقی بنیاد شهید را برعهده داشته است. وی مطابق حکم دریافتی وظیفه داشت با تاسیس معاونت حقوقی در بنیاد، یک سیستم کاملا متمرکز در میان واحدهای از هم گسیخته حقوقی این ارگان ایجاد نماید. وی پس از اصرار بر حسابرسی واحدهای بنیاد با تهدیدهای مختلف از جمله ضرب و شتم فیزیکی مجبور به استعفا شد.

وی پس از اخراج از بنیاد شهید در مصاحبه‌ای از ابعاد مختلف سوء مدیریت کروبی در دوران مدیریت وی بر بنیاد شهید پرده برداشت. گفته می‌شود افشای این مسائل در آن زمان نقش به‌سزایی در تغییر سرپرست بنیاد شهید داشت.

نظر به این‌که مطالعه این مصاحبه روشن‌کننده‌ی بسیاری از مطالب مبهم سابقه‌ی کروبی است و تاکنون به آن به خوبی پرداخته نشده است، خلاصه‌ی مصاحبه‌ی میرفندرسکی را به نقل از خبرنامه جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران (شماره۶ – مورخ۷ دی ۱۳۷۰ ) را درج می کنم.

با توجه به اظهار نگرانی های اخیر کروبی بازخوانی پرونده تخلفات مالی بنیاد شهید در زمان مدیریت کروبی لازم به نظر می رسد. لازم به ذکر است که این مصاحبه پس از گذشت ۱۸ سال برای دومین بار در وب‌لاگ رایگاه منتشر می‌گردد.

(هم‌چنین ذکر این نکته خالی از اهمیت نیست که درمطالعه این مصاحبه از ارزش زمانی پول نبایست غافل شد، چراکه در دهه ۶۰ هر دلار آمریکا برابر ۷۰ ریال بوده‌است):

 

...اولین مسئله این است که یک عده‌ای در بنیاد شهید یک جوی را به وجود آوردند که هر کسی از بیرون داخل این‌جا شود با او برخورد می‌کنند، به هر نحوی که بتوانند سعی می‌کنند در کارش و برنامه‌اش موفق نباشد، یا خودش برود یا با بی‌آبرویی کنارش بیاندازند. این برنامه‌ی عمده و عمومی بسیاری از آقایان است که در بنیاد شهید کار می‌کنند.

 

 

امور مالی:

درآمدهای واحدها به حساب مرکزی بنیاد ارتباط ندارد. هیچ اساسنامه و شرح وظیفه مدونی برای هیچ واحدی وجود ندارد. اولین اساسنامه را واحد حقوقی زیر نظر معاون حقوقی برای خودش تدوین و به تصویب آقای کروبی رساند.

پیشنهاد دوم معاونت حقوقی تمرکز امور مالی، بودجه‌ی دولتی، بخشش مردم، اموال توقیفی و مصادره‌ای و درآمد حاصل از فعالیت‌های اقتصادی ]بود.[ به اتفاق همه مخالفت کردند، جز آقای رحیمیان (قائم مقام وقت بنیاد شهید و نماینده کنونی ولی‌فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران)که از طرح خزانه‌داری متمرکز حمایت کرد، حتی آقای کروبی هم مخالفت کرد.

... مدارکی داشتیم که خانه‌های 90 میلیونی را 5/2 میلیون فرختند. یک نامه از آقای کروبی آوردند که 15760متر مربع زمین در جماران را به آقای ... بدهید. زیر بار نرفتم. به شدت عصبانی شدند و مدیر دفتر آقای کروبی تماس گرفت که شما حق دخالت در این امور را ندارید. آقای کروبی هم شنید و ناراحت شد که چرا فلانی دارد کارشکنی می‌کند. مغازه بوتیک تقاطع طالقانی- ولی‌عصر را به 400 تومان به پسرخاله‌ی آقای ... اجاره دادند. تقاطع کریمخان و حافظ هتلی را به ماهیانه 40هزار تومان داده‌اند و وقتی خواستیم بلندش کنیم، 110 میلیون تومان حق کسب و پیشه خواسته ]است.[ مستاجر فامیل یکی از بزرگان بود. این درحالی بود که مادر دو شهید بدون شوهر و بچه ]که [شبانه اثاثیه‌اش را بیرون ریختند، پیش من آمد. از طرفی خانه‌های خانواده شهدا را به خاطر 70 میلیون کسری بودجه دارند تعطیل می‌کنند.

قبل از این مسایل دو نامه 10-12 صفحه‌ای با سند و مدرک به آقای کروبی نوشته بودم و خواستم که با عاملین برخورد کند، محرمانه و با دست خط خودم، هیچ اعتنایی نکرد. بعدا از آقای رحیمیان (قائم مقام بنیاد شهید) خواستم از وی بپرسد چه موضعی دارد؟ آقای کروبی گفت: به دقت خواندم، بعدا موضع می‌گیرم. در نامه دوم درخواست کردم اگر مرا بر صواب نمی‌دانی، حاضرم کنار بروم... .

درآمد حاصل از فروش به حساب شخصی آقای سنگانیان و سرداری (مسئولان وقت فروش و دفاتر نمایندگی در قوه‌ی قضاییه) ریخته می‌شود. دومی خواهرزاده با فامیل نزدیک وی است. این دو نفر به اتفاق رحیمی (معاونت بازرسی وقت بنیاد) در سال 60 از دادستانی اخراجی هستند که آنجا علیه شهید قدوسی کار می‌کردند.

طلا و جواهرات:

... ده‌ها کیلو طلا و جواهرات قیمتی حاصل احکام سرپرستی و مصادره‌ای به نفع بنیاد شهید بوده‌است.

از این مقدار طلا و جواهرات فقط مقدار اندکی در بانک مرکزی به امانت است و مابقی آن – شاید چهارپنجم آن – معلوم نیست که چه شده، کجا رفته، در چه راهی هزینه شده و ...

کارخانجات وابسته:

حدود 250 کارخانه، شرکت، موسسه، دامپروری و مرغداری تحت پوشش و سرپرستی بنیاد قرار گرفته، که از حداقل 20-30% سهام تا صد درصد آن‌ها تحت پوشش می‌باشد.

از این 250 عدد کارخانه و ... همه ساله حداکثر تا 450 میلیون تومان به آقای کروبی داده شده است. (به آقای کروبی داده شده است نه به بنیاد شهید!)

در صورتی‌که تنها حساب آمار به دست آمده تنها سود خالص یک کارخانه‌ی رادیوتلویزیون‌سازی بنیاد، در حدود 600 میلیون تومان ]بوده[ و تنها یک شرکت «مرغداری زربال» چیزی در حدود 80 میلیون تومان سود خالص داشته و ... بقیه چه شده؟ به کجا رفته؟ چه کسی هزینه کرده؟ کجا هزینه کرده؟ در چه راهی هزینه شده؟ ما نمی دانیم.

حساب شخصی:

درحدود9500 منزل، دفتر، تجارت‌خانه، هتل و امثالهم تحت پوشش املاک و مستغلات بنیادشهید است که همه ماهه اجاره داده می‌شود.

حاصل اجاره‌ها به حساب بخصوصی (به‌جز حساب بنیاد شهید) در بانک رفاه کارگران تقاطع مفتح- طالقانی واریز می‌شود. و بعد چه می‌شود؟مشخص نیست. به حساب چه کسی واریز می‌شود، معلوم نیست؟ کجا هزینه می‌شود؟ چگونه هزینه می‌شود؟ چه‌قدر به بنیاد شهید داده‌می‌شود، معلوم نیست؟

باغات و مزارع:

... صدها هزار هکتار باغ، زمین مزروعی و امثالهم تحت پوشش بنیاد شهید است. حاصل این‌ها ]چیست[؟ چقدر تولید دارند؟ و چه می‌کنند؟ حاصل فروش یا اجاره‌ی این‌ها را چه می کند مشخص نیست، ماهم اطلاع دقیقی نداریم!

اموال:

همه‌ساله میلیون‌ها تومان اموال منقول توقیفی و سرپرستی و مصادره‌ای طاغوتیان، فراریان، بهائیان و یودیان و ... توسط واحد اموال منقول به‌فروش می‌رسد. حاصل فروش چیست؟ و چه می‌کند، فقط خودشان می‌دانند، ماهم نمی‌دانیم.

همه‌ساله میلیاردها تومان حاصل فروش اموال مصادره‌ای از خانه، اتومبیل، دفتر، تجارت‌خانه، مغازه، پاساژ تلفن و... می‌شود که توسط واحد فروش فروخته می‌شود و به حساب‌های بخصوصی که آقایان سرداری، سنگانیان و بابایی افتتاح کرده‌اند، واریز می‌شود. حاصل این فروش‌ها چه می‌شود، فقط خودشان می دانند.

ولی آنچه مسلم است به حساب بنیاد شهید واریز نمی‌شود و غالبا هم به حساب‌های شخصی واریز می‌شود و با این مباغ در داخل و خارج از کشور سرمایه‌گزاری می‌کنند، ]ولی[ حاصل سرمایه‌گزاری چه می‌شود، باز هم مشخص نیست.

آن‌چه مسلم است این است که، این آقایان ادعا می‌کنند حداقل در هر سال همان مبلغی که سرمایه‌گزاری می‌کنند، سود به‌دست می‌آورند. بنابراین باید حاصل فروش همه‌ساله را ضربدر 3 کرد و آن‌وقت به حساب و کتاب نشست.

فقط همین امسال ]– سال 1370-[ مبلغی در حدود 12 میلیارد تومان حاصل فروش اموال مصادره‌ای بوده‌است.

این‌که این مبالغ چه می‌شود، کجا می‌رود، چگونه هزینه می‌شود، مشخص نیست! فقط سه نفر فوق‌الذکر و آقای کروبی و حاجیه خانم کروبی میدانند و حتی آقای رحیمیان قائم مقام بنیاد هم اطلاعی ندارند.

معادن:

صدها معدن سنگ و معدن‌های زینتی و ... تحت پوشش بنیاد شهید است.

از سرنوشت این معادن فقط آقای سنگانیان اطلاع دارند و حتی آقای کروبی هم اطلاع دقیقی ندارند. با قیمت‌های خنده‌آوری، اجاره می‌دهند و یا تولیدات آن‌ها زا می‌فروشند. افراد بسیاری درصدد اجاره و یا خرید آن‌ها با قیمت‌های بسیار بالاتر، حتی سه برابر و چار برابر هستند، ولیلی به لحاظ منافع شخصی که در این‌گونه اجاره‌هاو ... دارند، مایل به اجاره به این افراد نیستند.

این‌که حاصل این تولیدات معدنی چه‌می‌شود، کجا می‌رود، کجا هزینه می‌شود، هیچ‌کس نمی‌داند. آقای سنگانیان در این زمینه فعال مایشاء است.

فروش:

 

تا این اواخر، اموال مصادره‌ای از خانه، منزل، مغازه، دفتر، و... را به طریق عادی و به هرکس که می‌خواستند و به هر قیمتی که مصلحت می‌دانستند، به افراد عادی می‌فروختند یا واگذار می‌کردند. و هیچ ضابطه‌ی خاصی هم نداشتند. ولی اخیرا سعی می‌کنند، از طریق مزایده به‌فروش برسانند.

دفتر فروش متولی این اموال است. در همین زمینه‌ها هم حیله و تقلب به‌کار می‌بردند. مثلا اگرچه آگهی مزایده منتشر می‌کنند ولی عملا وضعیتی به‌وجود می‌آورند که کسی در مزایده شرکت نکند یا افراد موفق به بازدید از محل و در نتیجه شرکت در مزایده نمی‌شوند.

و یا این‌که فرم‌های آنان به هر نحوی از مزایده خارج می‌شود. و تنها آن افرادی که مایل باشند باقی می‌مانند و فقط نتیجه به آنان برمی‌گردد. از اول سعی می‌کنند که قیمت‌های معینی را به مزایده بگذارند، کارشناسان بخصوصی دارند که هر چه آن‌ها بخواهند، اعلام می‌کنند.

فقط یک آمار سرانگشتی و عادی از درآمد حاصل از فروشِ واحد فروش در چند سال گذشته و تطبیق ارقام کارشناسی شده با ارقام واقعی موید این مطلب است.

یک آمار ساده نشان می‌دهد که ارزش واقعی املاک فروخته شده چقدر بوده و این آقایان چه‌قدر فروخته‌اند و به چه افرادی فروخته‌اند.

لیست این اموال در دادستانی انقلاب موجود است... .

به نظر می رسد لازم است نهاد هایی هم چون دادستانی کل کشور و وزارت اطلاعات پیشینه و ساوبق مالی پرونده تخلفات کروبی در بنیاد شهید را بررسی نمایند.

 محمدجواد اخوان/ رایگاه

نقل ازسایت رایگاه
+ نوشته شده در 88/05/30ساعت 12:59 توسط آبایی هزاوه |

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، نماز جمعه این هفته تهران به امامت هاشمی‌رفسنجانی برگزار شد و با حاشیه‌هایی همراه بود:

* در نماز جمعه امروز تهران چهره‌‌هایی چون امامی كاشانی، علی‌اكبر ناطق نوری، مهدی كروبی، حسن روحانی، علی فلاحیان، مجید انصاری، محسن رضایی، میرحسین موسوی، محمد هاشمی، علیخانی، میرمحمدی، باهنر ، مرتضوی و علی رازینی حضور داشتند.

* عدم حضور سیدمحمد خاتمی در نماز جمعه امروز تهران، باعث شكایت حامیان موسوی شده بود، آنها می‌گفتند چرا باید خاتمی در برهه‌های حساس جاخالی دهد.

* حدود 40 زن با چادرهای سبز در نماز جمعه امروز حضور داشتند.

* برخی طرفداران موسوی نماز را به امامت هاشمی اقامه نكردند و فقط تماشاچی نمازگزاران بودند .در هنگام اقامه نماز، تعدادی از حامیان موسوی دست‌های خود را كه روبان‌های سبز به آنها بسته شده بود، به بالای سرهای خود برده بودند.

* گرمای حدود 40 درجه هوا باعث شد برخی حامیان موسوی، قبل از اذان ظهر، محل نماز جمعه را ترك كنند.

* حضور خبرنگاران خارجی در اطراف دانشگاه تهران و مصاحبه آنها با حامیان موسوی قابل توجه بود.

* هنگامیكه مجری نماز جمعه از هاشمی‌رفسنجانی برای ایراد خطبه‌های نماز جمعه دعوت كرد، برخی افراد با سوت و كف از هاشمی‌رفسنجانی استقبال كردند و شعارهای «هاشمی‌، هاشمی،‌ حمایتت می‌كنیم» و «هاشمی‌، هاشمی، سكوت كنی،‌خائنی» سر می‌دادند.

* یكی دیگر از نكات نماز جمعه این هفته تهران،‌ حضور نمازجمعه اولی‌ها بود كه بعضاً اصول اولیه نماز را نمی‌دانستند و با دیگر نمازگزاران هماهنگی لازم را نداشتند.

* برخی هواداران موسوی در خیابان‌های اطراف نماز جمعه از جمله خیابان‌ انقلاب، قدس و طالقانی حضور داشتند و دائماً شعارهای «الله‌اكبر»، «یاحسین، میرحسین»، «هاشمی زنده باد، موسوی پاینده باد»، «ما اهل كوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم»، « درود بر خمینی، سلام بر موسوی»، «ایرانی می‌میرد؛ ذلت نمی‌پذیرد»، «هاشمی‌، هاشمی،‌ سكوت كنی خائنی»، «مرگ بر روسیه»، «مرگ بر چین» سر می‌دادند. این افراد همچنین تصاویری از مرحوم طالقانی و میرحسین موسوی در دست داشتند.

* برخی از هواداران موسوی كه به توصیه های هاشمی گوش نمی كردند، مقابل درب شرقی نماز جمعه حضور داشتند و سرود «یار دبستانی من» را می خواندند.

* برخی از هواداران موسوی كه بدنبال تخریب و درگیری و آشوب بودند و از ترس مردم صورت‌های خود را پوشانده بودند، دیگر هواداران موسوی را به شكستن درب دانشگاه و ورود به محوطه این دانشگاه و ایجاد آشوب و بلوا ترغیب می‌كردند. اما تلاش آنها ثمری در پی نداشت.

*محمد هاشمی نیز مچ‌بند سبزی به دست خود بسته بود و دو انگشت خود را به نشانه پیروزی به سمت هواداران موسوی گرفته بود.

*مهدی كروبی از ابتدای سخنرانی پیش از خطبه‌ها در نماز جمعه شركت و در جایگاه حضور پیدا كرده بودند.

* هادی غفاری و محسن رضایی در بین هواداران موسوی حضور پیدا كردند. برخی افراد مشكوك مهدی كروبی و هادی غفاری را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

* هنگام ورود هاشمی‌رفسنجانی به دانشگاه تهران، حامیان موسوی با تجمع مقابل درب دانشگاه مانع ورود هاشمی به دانشگاه شده بودند. به همین دلیل و برای پراكنده كردن این افراد و تسهیل در ورود هاشمی به دانشگاه، نیروی انتظامی گاز اشك‌آوری به سمت این افراد پرتاب كرد و آنها را پراكنده كرد. در این بین ماشین‌های تیم حفاظت هاشمی‌رفسنجانی مورد حمله هواداران موسوی قرار گرفت و صدمه دید.

* از ابتدای سخنان سیدرضا تقوی برخی از هواداران موسوی در قالب تیم‌های 5 و 6 نفره وارد دانشگاه تهران شدند و پس از ورود مچ‌بند‌های سبز خود را به دست گرفته و با علایم و نشانه‌های مشخص به سمت درب اصلی دانشگاه رفتند. این تعداد از هواداران موسوی بعد از دقایقی كه جمعیت‌شان به 20 تا 30 نفر رسید، به سمت قسمت‌های شمالی دانشگاه حركت كردند و در بین راه كه با جمعیت نمازگزار نشسته در خیابان روبرو شدند، از آنها نیز درخواست همراهی كردند كه با مخالفت نمازگزاران این حركت ناكام ماند.

* هواداران موسوی در درون دانشگاه تهران كه با علایم مشخص قابل شناسایی بودند، در اطراف جایگاه ایستاده بودند و در بین سخنان سیدرضا تقوی به صورت مداوم و با سر دادن شعارهایی در حمایت از موسوی و هاشمی در صدد برهم زدن نظم نماز جمعه بودند. كه تقوی بی اعتنا به آنها سخنان خود را ادامه داد.

* با پایان یافتن خطبه‌های هاشمی رفسنجانی، جمعی از حامیان موسوی، مواضع وی را سازشكارانه خواندند.

* برخی حاضران در نماز جمعه به خبرنگار فارس گفتند از دانشجویان دانشگاه آزاد قزوین، گرمسار و ورامین هستند كه به نماز جمعه آورده شده‌اند.

* بسیاری از سخنان هاشمی‌رفسنجانی با استقبال هواداران موسوی و شعارهای «الله‌اكبر» و «هاشمی‌، هاشمی، حمایتت می‌كنیم» همراه می‌شد. اظهارات هاشمی مبنی بر اینكه "خداوند تمامی ظالمین را در دنیا و آخرت عقاب كند و همه مظلومین و آنهایی را كه در راه حق به ظلم مبتلا می‌شوند، صبر و اجر عنایت كند " با سوت و كف هواداران موسوی مواجه شد، این موضوع در خصوص اظهارات هاشمی در خصوص كشتار مسلمانان در چین نیز تكرار شد و این افراد ضمن كف و سوت زدن، شعار «مرگ بر چین» سر دادند.

* در ابتدای خطبه دوم نماز جمعه، میر حسین موسوی در ساعت 13:35 و با شرایط ویژه حفاظتی وارد دانشگاه تهران شد و از درب مسئولین به جایگاه رفت. در این هنگام برخی از هواداران وی كه در آن محوطه حضور داشتند، بدون توجه به سخنان هاشمی‌رفسنجانی شروع به سر دادن شعار «درود بر موسوی» كردند كه در مقابل این اقدام، نمازگزاران نیز شعار « مرگ بر منافق» سر دادند. موسوی پس از 20 سال در نماز جمعه شركت می كرد.

* یكی از فرزندان مهدی كروبی كه قصد ورود به جایگاه ویژه مسئولین را داشت به جر و بحث با مسئولین حراست پرداخت و در نهایت نیز اقدام به درگیری فیزیكی كرد كه با وساطت مسئولین مربوطه این مساله حل شد.

* در قسمت‌هایی از خطبه‌ها، سخنان هاشمی رفسنجانی با شعارهای مردم برای لحظاتی قطع می‌شد كه هاشمی از آنها می‌خواست تا اجازه دهند، خطبه‌های نماز جمعه ادامه دهد.

* هاشمی‌رفسنجانی در بخشی از سخنانش اظهار داشت: "آنچه من می‌فهمم و راه‌حل از آن بیرون می‌آورم این است كه اواخر دوران تبلیغات دچار تردید شدیم، یعنی افرادی پیدا شدند كه تردید كردند و هر دلیلی اعم از تبلیغات نادرست و یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بی‌آید و ما تردید را بدترین مصیبت می‌دانیم. " كه در این لحظه از سخنان هاشمی، هواداران موسوی شعار «الله‌اكبر» سر دادند و هاشمی نیز در واكنش به این شعارهای نمازگزاران اظهار داشت: "اجازه بدهید، من كه بهتر از شما می‌گویم. ول كنید. "

* با پایان خطبه دوم و پیش از آغاز نماز وحدت‌بخش جمعه، بیشتر هواداران موسوی كه در طول ایراد خطبه‌های نماز جمعه توسط هاشمی‌رفسنجانی، در محوطه دانشگاه ایستاده و با شعارهای خود قصد ایجاد ناآرامی داشتند، بدون اقامه نماز جمعه از دانشگاه تهران خارج شدند.

* جمعی از حامیان موسوی كه تعداد آنها حدود 700 نفر بود، پس از پایان نماز جمعه به سمت میدان انقلاب و سپس بلوار كشاورز و میدان ولی‌عصر راهپیمایی كردند.

*زهرا رهنورد به همراه تعدادی از همسر افراد بازداشت شده در آشوب‌های اخیر، در نماز جمعه امروز شركت داشتند.

* برخی حامیان موسوی از جمعیت اندك هواداران موسوی در نماز جمعه تهران به شدت شاكی بودند.

* پس از پایان خطبه‌های نماز جمعه نمازگزاران،‌ نماز را به امامت هاشمی‌رفسنجانی اقامه كردند. نكته قابل توجه اینجا بود كه هواداران موسوی كه در خیابان قدس حضور داشتند، بدون اینكه به صفوف نماز اتصال داشته باشند و همچنین در قالب گروه‌های چند نفره و با فاصله‌های زیاد از هم و گاهاً مختلط، نماز خود را خواندند.

* بعد از اقامه نماز جمعه میرحسین موسوی در حالی كه با شعارهای «درود بر موسوی» اندك هواداران باقی مانده خود بدرقه می‌شد، در ساعت 14:07 از دانشگاه تهران خارج شد.

* در حالی‌كه «حسینی‌بای» یكی از خبرنگاران واحد مركزی خبر در حال تهیه گزارش و مصاحبه با مردم بود، برخی از هواداران موسوی با بیان موارد و شعارهایی علیه وی و صدا و سیما موجب ناراحتی و بر هم خوردن نظم برنامه وی شدند.

* پس از پایان نماز نیز هواداران موسوی در خیابان‌های اطراف دانشگاه به راهپیمایی پرداخته و در مقابل شعارهای مجری نماز جمعه،‌ شعارهایی از جمله «مرگ بر چین»،‌ «مرگ بر روسیه»، «ما همه سرباز توایم موسوی، گوش به فرمان توایم موسوی» و «هاشمی زنده باد، موسوی پاینده باد» سر می‌دادند.

* تعداد شركت كنندگان نماز جمعه این هفته تهران علیرغم دعوت سایت های حامی میر حسین موسوی در داخل وخارج كشور و حتی آموزش اقامه نماز، در حد نماز جمعه های معمولی بود. بعنوان مثال جمعیت نماز جمعه در خیابان طالقانی به میدان فلسطین هم نرسید و با این میدان فاصله زیادی داشت. این در حالی است كه در نماز چند هفته قبل، جمعیت تا نزدیكی خیابان استاد نجات اللهی حضور داشت.
نقل از وب سایت پاتوق بچه های محله کوشنکو
+ نوشته شده در 88/04/27ساعت 20:55 توسط آبایی هزاوه |

تصاویرازنمازخواندن وحدت شکنان این هفته



نمازگزاران مومن!

نماز از نوع جی اف بی اف

دختر خانم: اشهدان موسوی و هاشمی اماما!

آقا پسر: خدایا همون که ایشون می گن!


نمازگزار جمعه به امامت رفسنجانی

آخر حیا و زهد!

دختر خانم:الحمدلله هذا المانتو عریض و ماسکاً سبزا



بالاخره کروبی هم در نماز جمعه بعد از عمری آفتابی شد

اخلاص کروبی!

کروبی: ربنا اعطنا فی الدنیا شهرام جزايرينا !والاخره ننجوننا!



اخوی جان هاشمی هم آمد

آخر تقوا!

محمد هاشمی به بغل دستیش: مشتری های اكبر رو حال می کنی؟!

لباس نظامی : این آقا چه ساده است دفعه بعد از کجای دربند اینا را باید جمع کنند بیارند؟!



هاشمی خطبه های این جمعه را خواند

رفسنجانی

 

 



نمازخواندن طرفدار موسوی با کفش

نماز زور می خونم با کفش قربه الی الموسوی؛الله اکبر!



دختر با حجاب! در نماز جمعه

نماز با مانتو چات دار

دختر خانم: ربنا اتنا حال می کنی حجابنا؟!


منبع : وبلاگ روزنامه نگار مستقل

+ نوشته شده در 88/04/27ساعت 20:40 توسط آبایی هزاوه |

میلاددخت گرامی پیامبربزرگ الهی وپیروزی بزرگ امت چنین پیامبری درانتخابات ۲۲خرداد برمسلمانان جهان وملت حماسه آفرین ایران خجسته باد.

+ نوشته شده در 88/03/24ساعت 8:54 توسط آبایی هزاوه

نوکران زور وزر وتزویر باحمایت اربابان جهانیشان جه استادانه میکوشند که خادم ملت را بالطایف الحیل ازمیدان به درکنند تابازارچپاولگریشان دوباره گرم شود وبرخرمراد سوارشوند آری استعمار درآستین همه جیز وازهرنوع مردم دارد حتی روحانی وسید ورزمنده ......

همه به هوش وگوش به فرمان رهبری وحمایت ازاحمدی نراد مظلوم برای شکست ترفندهای شیاطین

+ نوشته شده در 88/03/19ساعت 9:4 توسط آبایی هزاوه |

خبرگزاري فارس: مشاور رئيس جمهور با اشاره به اينكه رقيب اصلي احمدي نژاد در دوره قبل خود به عنوان يك رقيب اصلي وارد صحنه شده اما امروز عناصر خود را براي مقابله با احمدي‌نژاد فرستاده ، گفت: مديريت صحنه انتخابات امروز نشان از رقابت احمدي‌نژاد با هاشمي رفسنجاني دارد.‌

برای قطع امید استکبارجهانی ومنفعت طلبان داخلی یک بار دیگر احمدی نزاد
برای نجات کشوراسلامی ونجات میرحسین ازدامی که برایش پهن کرده اند به احمدی نزاد رای بدهیم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/03/15ساعت 10:17 توسط آبایی هزاوه |

نامه ای به مظلوم شماره 2

سلام آقای احمدی نزاد،این جمله حضرت امام راحتما خوب به یاد داری وباگوشت وپوستت آنرالمس میکنی که فرمود:

"بهشتی مظلوم زیست ومظلوم مرد وخارچشم دشمنان اسلام بود"

یکی ازآن مظلومها امروز شما هستیدوآن خارچشم نیز،ولی امیدوارم درعین مظلومیت که گریزی ازآن نیست !عمرتان به بلندای آفتاب وسرتان چون سرو سربلند باد.واین رانیز به خوبی میدانید که هرکس بخواهد مثل علی بزرگ زندگی وحکومت کند برسرش همان خواهد آمد که براو(ع)رفت وروندگان راه معاویه درهمه نسلها حاضرند ودربین خودی ها نیز بزرگان !حلقوم گشاد وزیاده خواه وخود بزرگ بینانی چون طلحه(طلحه الخیر) وزبیر(سیف الاسلام) وجود دارند که میتوانند حتی زن پیامبررا نیز جلودار مبارزه با قرآن  واسلام مجسم (علی) کنند لذا اینهمه سیاه نمایی وتهمت ودروغ برعلیه شما حق طبیعی شماست !واگر احزاب متحد شده اند وازداخل وخارج پشتیبانی میشوند خیلی بعید نیست !اینها دنبال آن هستند که انقلاب را یک اشتباه بنامند واسلام یا نباشد یا ازنوع اسلام قصرنشینان وسلطان ها !باشد.

برادر مظلوم، مناظره  به رغم آنکه ازجهتی خنده دار بود ،همان گونه که برچهره شما نیز گاهی خودنمایی میکرد ؟دل آدم رابه درد می آورد که شیطان چقدر قوی است ودنیا چقدر فریبنده وچه بزرگانی را میتواند بفریبد ودین به دنیا ی خود ودیگران فروش چقدر بسیارند وتاریخ چه تکرار پذیر و"عبرت گیران چه کم" .

+ نوشته شده در 88/03/14ساعت 16:34 توسط آبایی هزاوه |

استاد حیدر رحیم‌پور ازغدی
منافقین هم به رجایی می‌گفتند باعث تحقیر ایران شدی

استاد حاج حيدر رحيم پور ازغدي از فعلان دوره نهضت نفت و انقلاب اسلامي در گفت‌وگوی مکتوبی به روش تخریب مشابه مجاهدین خلق(منافقین) در قبال شهید رجایی و تخریب‌های جریان‌های سیاسی علیه احمدی‌نژاد اشاره و تأکید کرد: آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم اندیشه می باشند و اندیشه های بنیادی هیچکدامشان با طرز تفکر احمدی‌نژاد یکسان نیست. عدالتخواهی هم کار هر کس- هر کس نیست، زیرا هردوی این دو بزرگوار پیش از احمدی‌نژاد رئیس دولت بودند و مزه عدالتخواهی‌اشان را مردم چشیده اند!

به گزارش رجانیوز، استاد رحیم‌پور در ابتدای پاسخ مکتوب خود به سؤالات سایت گام سوم نوشته است:

بسمه تعالی

عزیزان! جنبش مردمی دولت اسلامی پس از عرض سلام، من با آن عده از شاگردان خودم افراد انجمن طلاب و دانشجویان که پبش کسوتان عدالتخواهی بلکه مدرسان مکتب کلاسیک سردمداران مکتب عدالتخواهی بوده اند و ادامه جهتشان را تبریک و از خدا عزت دو جهانشان را خواهانم، ديدم تا چه اندازه آنانیکه دوره پیش در این راه گام برداشتند، با چپ و راستی که اینک در ساختار متمدن ما به هم برپیچیده و با عدالتخواهان مبارزه می کند در تقابلند.

با همه اینها از شما میخواهیم تا جایی که می توانید به خط عدالتخواهی ادامه دهيد و همیشه این حدیث را بخاطر داشته باشید: شخصی خدمت معصوم می رسد و می گوید من شیعه شما می باشم و حضرت می فرمایند اگر به راستی شیعه می باشی برو برای خودت پوستی از فقر و بلا فراهم کن زیرا مقدر آنکه در جهان قامت برای عدالتخواهی آراسته سازد، همین است. جداً هم چنین است و می توان آقای احمدی‌نژاد را ابوذر علی نامید.

متن گفت‌و‌گوی مکتوب با استاد رحیم‌پور در ادامه آمده است:

چرا هر گاه احمدي نژاد بر مغرب زمين مي تازد مثلاً حقوق بشر در غرب را به چالش مي كشد يا به مولودش -اسرائيل- حمله مي كند، برخي در داخل اورا تحقير و توبيخ مي كنند.

مستحضر باشید که 30 سال پیش هم هنگامی که شهید رجایی به سازمان ملل رفت، سرآغاز برای نشان دادن چهره واقعی این سازمان و شبهات گمراه کننده مدافع حقوق بشرش، پاهای خود را از جوراب بیرون آورد و روی میز گذاشت و گفت: از سازمان می خواهم بگوید چرا این پاها این چنین شده است! و شخصی برای اولین بار سازمان ملل را افشا و رسوا کرد. لیکن مجاهدین خلق(منافقین)، همانها که با ترور عزیزانی چون رجایی آشکار شدند، در همه جا نشر می دادند که چنین حرکتی از رییس‌جمهوری، باعث تحقیر کشور بزرگ ایران است. چرا که ضربه رجایی آنچنان مؤثر افتاده بود که همه نیروهایشان را مأمور کرده بودند صورت مسئله را از ذهن ها بزدایند و اگر می خواهید تأثیر شورا را دریابید، به عکس العمل استعمار و استثمار و گفتار و کردار عمال و همفکران دشمن در کشور بنگرید.

در مورد احمدی‌نژاد می گویند که او متمایل به انجمن حجتیه است، چون نام حضرت صاحب الامر علیه السلام را زیاد بر زبان می آورد و سعی در طرح مباحث موعود آخرالزمان و مهدویت می کند. حضرت عالی که سالها انجمن را رصد کرده اید و شاخصه های انجمنی ها را خوب می شناسید، چه قضاوتی دارید؟

اولاً، شیعه موظف است همیشه آماده ظهور آخرین پیشوای معصوم خود باشد و مؤمنان باید همیشه دعای فرج بخوانند. با این فرق که شیعه علوی مدام چون سربازی به آب و آتش می زند تا زمینه را برای ظهور حضرتش آماده سازد، همان گونه که یک میزبان باشعور تا می‌تواند برای میهمان خود وسایل پذیرایی بیشتر را تهیه می‌کند. در این صورت اگر احمدی‌نژاد با ظلم و کفر مبارزه می کند، زمینه ظهور حضرت را فراهم می کند اما اگر می‌خواهد با اشک و آه و سور چرانی‌ها و چراغانی و سرود و موسیقی امام را جذب کند و به یاری مستمندان بکشاند و هر گاه درد دل دارد، بجای فریاد به ظالمان، می رود شکایت نامه اش را به ضمیمه مقداری پول در چاه جمکران می ريزد، حق با آقایی است که می گوید چرا احمدی‌نژاد دائم متبرک به ذکر امام قائم به سیف می باشد.

ثانياً، من خود را موظف دانسته که پیرامون انجمن حجتيه تحلیل مفصلی بنویسم و مردم را آگاه سازم که: انجمن حجتيه تا سال 42، که متدینین کوچکترین حرکت سیاسی نداشتند، بهترین انجمن بود و تا سال 56 هم با مجوز بسیاری از مراجع به کار خود ادامه می داد، سال 56 پس از فاجعه میدان ژاله فرمان داد دیگر سکوت جایز نیست، به صف مردم بپیوندید. و فروردین سال 58 هم حکم صادر که همه انجمنی ها به جمهوری اسلامی رای بدهند. پس از رسمیت جمهوری اسلامی هم در شرایطی که پیری 90 ساله و بازنشسته بود، نامه داد که شیعه به فرمان یازدهمین پیشوای خود موظف است از مراجع خود اطاعت و تقلید کنند و بنابراین همگان موظف به اطاعت از فقیه اعظم و امام انقلاب، مرجع عالیقدر امام خمینی می باشند. سال 62 چون بوسیله اعلامیه، امام دریافت که مدیریت بعدی انجمن، که عضو انجمن فلسفه فرح بود، از فرمان امام سرکشی می کند، حکم تعطیلی همه شعبات انجمن را صادر کرد. لذا اکنون انجمن حجتيه ای وجود ندارد که به خوب و بد آن بپردازیم و بگوییم چه کسی انجمنی می باشد و چه کسی نیست. [لازم به ذكر است كه استاد حاج حيدر رحيم پور نقدها و ضعف هاي انجمن دردوره هاي تشكيل و فعاليتش را در تحليل مذكور نوشته اند كه گام سوم هم منتظر چاپ آن است.[

دکتر احمدی‌نژاد چه کارهایی کرد که اگر دیگران بودند، نمی توانستند بکنند؟

دکتر احمدی‌نژاد موفق تر از شهید رجايی بود و کار را جهانی کرد که احدی به جز امام و رهبر انقلاب نکرده بود.

چه کارهایی مانده است و بايد انجام دهد؟

البته وقتی مشکلاتمان را با خارج حل کنیم رفع مشكلات داخلی آسان است و رهبر هم بر همین عقیده اند تا مشکلات با بیگانکان حل نشود نباید کارهای تحریک کننده ای در کشور انجام داد.

تفاوت احمدی‌نژاد با دیگر اصول گرایان چیست؟ چرا خیلی از اصولگرایان جلوی او موضع دارند؟

همان تفاوت حسین بی علی با ابن عباس (پسر عمویِ محدثِ قاریِ قرآن و صحابی بزرگ و اصول‌گرا). هنگامی که حسین(ع) عازم کوفه شد، آن بزرگ مردِ حکیم سیاسی اصول‌گرا، جلویش را گرفت و حکم صادر کرد که رفتن تو به کوفه حرام است و اگر می خواهی خود را بکشی برو، چرا زن و فرزند را می بری؟ حسین رفت و مکتب پایدار ماند. فرزندان عاقل ابن عباس سلسله بنی عباس را آفریدند و 6 امام تندرو! را شهید ساختند -از امام ششم تا امام یازدهم- آری! به قول دکتر شریعتی درگیری شیعه صفوی و شیعه علوی همیشگی است.

آیا دعوای دوم خردادی ها با دکتر احمدی‌نژاد از جنس دعوای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی است؟

ابداً و هرگز! آنها هر دو صد در صد ملی و جان نثار مردم بودند و اختلافات را عوامِ سیاسی بودن مردم و فتنه های دشمن آفرید؛ آنها هر دو بیگانه ستیز بودند، لیکن رغبت دوم خردادیها به ساختار جمهوری لیبرالیزم بیشتر از جمهوری اسلامی می باشد، تا بتوانند با فرماندهی ولی فقیه مخالفت می کنند زیرا خط دهندگانشان می دانند با فرماندهی ولی فقیه و روی کار آمدن رییس‌جمهور پیرو ولایت فقیه، ایران در ظرف 4 سال صد در صد موفق به تکمیل دستگاه هسته‌ای خود می شود و موشک 3 هزارکیلومتری می سازد. (اما) با وجود ریاست مردی آرام و مصلحت جو، می شود 2 ساله، تأسیسات هسته‌ای کشور را تعطیل کرد. همان طور كه همه را نابود کردند و حتی در دانشگاه هاي خود از تدریس این رشته خودداری کردند. نه! اختلاف مصدق و کاشانی درون گروهی بود و آنها هر دو دشمن بیگانه بودند، لیکن تمایل دوم خردادیها به سیاستگزاری های غرب قابل انکار نیست.

بعضی می گویند احمدی‌نژاد «گوش به حرف نکن» است این یک انگ است یا واقعیت؟ حسن است یا عیب؟

انتقاد برخی هم به احمدی‌نژاد این است که می‌گویند احمدی‌نژاد صاحب نظر نیست و گوش به فرمان رهبر و مطیع بی چون و چرای رهبر است و شما با آنکه می گویید گوش به حرف کسی نمی دهد، بپرسید آیا به جز احمدی‌نژاد کدام رئیس جمهور بود که در برنامه ریزیهای اقتصادی خود، از همه بزرگان رشته برای اظهار نظر و نقد و انتقاد دعوت کند و چرا وقتي خواست در آن مجلس شرکت نکردند؟!

می گویند احمدی‌نژاد قانون گریز است. آيا حذف سازمان برنامه و بودجه قانون گریزی است؟

ما 2 گونه قانون داریم یکی قوانین الهی که امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم می باشد، زیرا مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند. یکی هم قوانین اجق وجقی که دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پایه مصلحت وضع کرده اند و به شکم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدی‌نژاد از قوانین الهی می گریزد، خطاکار است، لیکن اگر از قوانین دست و پاگیری که کشور را فلج می کند، می گریزد، مقلد امام و رهبر است.

قبل از احمدي نژاد راستي ها به چپي ها مي گفتند بي دين و چپي ها به راستي ها مي گفتند انحصار طلب و ديكتاتور؛ با اين همه اختلاف چرا چپ و راست عليه او متحد شده اند؟

اگر درسهایی را که در کلاسهای 12 سال پیش گفته بودم، به خاطر داشتید، این سؤال را نمی کردید، زیرا من مکرر گفته ام چپ و راست 2 شاخه فلاخنی می باشند که دسته آن در کف سنگ پران می باشد و 2 شریک اقتصادی اند که در 2 دفتر کار به رقابت می پردازند. ظریف ترش آنکه رهبر فعلی در 22 سالگی آنگاه که کوکاکولا و پپسی به جان هم افتاده بودند، فرمود بیهوده به سر و کله یکدیگر نزنيد پول هر دو شیشه به یک جیب می رود. دلیل آشکار هم اینکه پس از انتخاب احمدی‌نژاد، 2 شاخه فلاخن در هم تافتند و اینک چماقی گشته اند که بر سر عدالتخواهی می خورد، زیرا احمدی‌نژاد بی پروا تا توانست دزدی‌های 30 ساله گذشته رابه صندوق بیت المال برگرداند. خدا پدر اینها را بیامرزد که چون امیر عدالتخواهان فرقش را نشکافتند و بخاطر خود او را بر منبر ها لعن نمی کنند.

چرا مهندس میرحسین موسوی که بحث عدالت را طرح کرده است مانند دکتر احمدی‌نژاد این دعوا را پی نمی گیرد؟ چرا جنس دعواهایش از جنس دعواهای آقای خاتمی است نه از جنس دعواهای امام یا احمدی‌نژاد؟

آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم اندیشه می باشند و اندیشه های بنیادی هیچکدامشان با طرز تفکر احمدی‌نژاد یکسان نیست. عدالتخواهی هم کار هر کس- هر کس نیست، زیرا هردوی این دو بزرگوار پیش از احمدی‌نژاد رئیس دولت بودند و مزه عدالتخواهی‌اشان را مردم چشیده اند!

مهندس میر حسین موسوی می گویند: مدیران میانی ما حاضرند با همه کار کنند. حضرت عالی بارها تأکید کرده اید لایه های میانی در ادارات یا مهره راستی‌هایند یا عنصر چپی‌ها و اختیار دست احمدی‌نژاد نیست لذا فساد اداری هنوز اصلاح نشده است. آیا این تاکید آقای مهندس موسوی نظر شما را عوض نمی کند؟ چرا؟

البته که اکثریت مدیران میانی شما می توانند با 180 درجه چرخش هم با راستی ها کار کنند و هم با چپی ها! لیکن آنجا که خواسته باشند با عدالتخواهی همکاری کنند، بر می خروشند! من این را شهادت می دهم که مردم در دوره احمدی‌نژاد رنج بیشتری از ادارات کشیدند و هر که عدالتخواه تر بود، بیشتر. زیرا پشت میز ها یا راستی اند يعني روي شاخه سمت راست فلاخن نشسته و یا چپی اند يعني شاخه سمت چپ فلاخن را گرفته اند، و این هر دو دشمن خونی عداالتخوهان می باشند و آقای مهندس موسوی پیشتر مسئولیت داشته اند.

بعضی می گویند سیاست خارجی دکتر احمدی‌نژاد فاجعه است و بعضی می گویند افتخار، حضرتعالی چه نظری دارید؟

هر دو درست می گویند زیرا براستی برای برخی فاجعه بود و برای برخی افتخار. این را که سیاست احمدی‌نژاد چگونه بوده است، از رهبر انقلا ب بايد شنيد. نقل ازسایت رجا نیوز

+ نوشته شده در 88/03/04ساعت 10:42 توسط آبایی هزاوه |

اگرحب وبغض ها راکناربگذاریم وبه منافع ملی  بیندیشیم ُنه منافع شخصی وجناحی !وسوابق کاندیداهای محترم رابررسی کنیم وبه سخنان آنها وبرنامه هایشان گوش فرادهیم وبه جوسازیها وگردوغبارهای حاشیه ای آلوده نشویم وبه اهداف دین وبرنامه های آن درمورد برخورد بادوست ودشمن آشنا باشیم ورهنمودهای رهبری انقلاب رامد نطر قراردهیمُ ،به طورحتم بهترین راانتخاب خواهیم کرد. نه یک معصوم بی اشتباه را.انشاءلله

+ نوشته شده در 88/02/29ساعت 13:52 توسط آبایی هزاوه |

رحلت عالم ربانی،عارف صمدانی،سالک واصل ومرجع عالیقدر جهان تشیع بر تمامی محبانش تسلیت باد

      

 

 

 

آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.

درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:

پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: 
  « با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.

کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.

باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.

روح بزرگ وآسمانیش شاد

کپی ازسایت :رهروان ولایت
+ نوشته شده در 88/02/29ساعت 13:23 توسط آبایی هزاوه |

وصیت نامه شهید حاج احمد کاظمی

الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله

خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.

راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم.

گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بندة خوب نبود،... ديگر...

حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي.

منزل ظهر جمعه 6/4/82

 بــه پايان آمد اين دفتر                  حكايت همچنان باقی است

+ نوشته شده در 88/02/29ساعت 13:5 توسط آبایی هزاوه |

به نام آنکه هستی رازیباآفرید

گشت وگذاری درگذشته به مناسبت هقته معلم

اردیبهشت است وفصل رویش هرچه زیبایی ومن معلم بازنشسته رشته برق،که عاشق کارم بودم وهمه سعیم رابرای تربیت صحیح تکنسین هاومهندسین این جامعه بکاربردم ومثل مربی پرورشی باآنها دوست بودم وکارپرورشی کردم، باهم درزمین ورزش دویدیم وبسکت ووالیبال کردیم وگاهی به کوه ودامن طبیعت واردوهای مختلف وبادید مناطق جنگی رفتیم،به آنها درس دادم وازآنها درسها آموختم،با وضو به جمعشان رفتم وبابسم الله شروع کردم،هروقت روحانی نبود پیش نمازشان شدم وباهم به درگاه بی نیازراز ونیاز کردیم،آنها مردانه ازهمه چیز میگذشتند وجای خالیشان را برای ما میگذاشتند وگاهی مرا نیز به دنبال خود ازفاو درجنوب تا ارتفاعات سلیمانیه درغرب میکشاندند. درشادیشان شاد میشدم ودرغمهای پنهان وآشکارشان میسوختم وبعضا محرم رازهاوراهنمایشان میشدم.

    *وگاهی نیز دنبال تابوت بعضیشان خود راتشییع میکردم مثل شهیدان:عباس عزیزی،جلیل محمدی،مجتبی حکی کزازی ،رضا عبدالهی،ذبیح الله قربانی،مصطفی ابراهیم آبادی،رضا یحیایی،اکبرانصاری،خراطی،شمسی وخلیلی ازهنرستان شهیدرجایی اراک وشهیدان کم سن وبزرگی ازهنرستان شهید بهشتی دورودکه افتخارخدمتگزاریشان را داشتم،همچون:رضا احمدی،رضابوالحسنی،پرویزقائدرحمت،غلامرضاچگینی ،سیدکاظم موسوی(ازالیگودرز)وسید احمدمیرصفی(ازازنا) ودیگرانی که متاسفانه زمانه اسم آنها راازیادم برده است وخداکند رسمشان ازیادم نرود.واینها کسانی هستند که" <روزاول کامدند درس تاآخرگرفتند> وراه میانبررسیدن به مقصد راانتخاب کردند.ودانش آموزانی که به صف آزادگان سرفراز پیوستند ودل مارا به اسارت بردند مانند سهراب تهمتن،حسین احمدوند ومسعود سالاروند که خداوند حق همه شان رابرماحلال کند؛باورم این بود که باآنها هم جهت هستم وخودراوقف هدف آنها میکردم .

    *این شد که تن به هرکاری دادم وسعی میکردم مشکلی باقی نماند،گاهی به سراغم می آمدند که شرایط چنین است وچنان وشما باید مسئولیت هنرستان رابپذیرید(آنهم دونوبت) ومراازکلاس وکارگاه جدا میکردند،وقتی شرایط عوض میشد وبالایی ها عوض میشدند یا عوضی !وتحملم برایشان سخت میشد به کلاس برم میگرداندند.

   *سالهای آخرخدمتم بود که دولت عوض شد بازنوبت من شد وتکلیفم!شدکه باید مسئوول آموزش وپرورش بشوم، نپذیرفتم،خون شهدا مطرح شد واوکه ادعا میکرد دستش دردست امام زمان است !گفت:اگرنپذیری دست امام زمان رارد کرده ای!خیلی نگذشت که فهمیدم مرافریب داده است تابه اهداف خود برسد نه نظام ! وآنچه ادعا میکرد ومینمود ابزاری بیش نبود!ومن چه خوش خیال بودم که فکر میکردم میشود دراین باقی مانده خدمت کاری کرد؛اما بماند که چه شد.

هفته بزرگداشت معلم است وچنین معلمی برای خودجشن گرفته است وکتاب نانوشته خدمتش رابرای خود ورق میزند واین معلم برای خود وهمسرش که عاشقانه به کارش وبچه هاعلاقه داشت وبااصرارمن وشرایط جسمیش با27 سال خدمت بازنشسته شد وبادریافت ابلاغ بازنشستگی گریه کرد واولین روز مهرماهی راکه به مدرسه نرفت با اشک وغصه به پایان برد؛برنامه ایران گردی گذاشته است واولین مرحل اش انجام شد وچه پرباربه مدت ده روزقسمتهایی ازاستانهای اصفهان ،فارس ،هرمزگان،خوزستان ولرستان موردبازدید قرارگرفت .البته باپولی که ازآموزش وپرورش بابت25درصد پاداش بازنشستگی گرفتم.

    *آثار طبیعی،تاریخی ومرقدبزرگان ادبیات وقسمتی ازجغرافیای دیدنی وزیبای ایران راکه قبلأ ندیده بودیم،دیدیم وباگوشه ای ازمفاخر این کشورپهناور آشنا شدیم وهمش افسوس میخوردم که کاش معلمان  ماقبل ازبازنشستگی این فرصت راپیدا میکردند تا باشناخت عینی تری مطالب مربوطه راتدریس میکردند.

 

 

+ نوشته شده در 88/02/20ساعت 11:40 توسط آبایی هزاوه |

مطلب زیررا آقای رضاطاهری جوان متعهد وخوش ذوق ضد سیگار ازساری برایم ایمیل نموده اند که به دلیل هم خودمساله وهم استفاده ازذوق ادبی جالب توجه آن به خصوص پاسخ بازبان شعرِ،برای دوستان گذاشتم.

استفتاء درباره حكم سيگار
ضمن عرض سلام به محضر مبارك فاضل و دانشمند و فقيه و مجتهد زمان، حضرت آية اللّه العظمى مكارم شيرازى، از جهت كسب آگاهى و اعلام نظر، سروده زير تقديم مى گردد.
از كرمانشاه غلامحسين توانا



آيت اللّه مكارم، اى فقيه نيك نام
اى همه عزّ و كمال و رفعت و جاه و مقام
اى سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
وى همه نورت كلام و وى همه نغزت پيام!
مكتب اسلام دارد چون تو مردى سرفراز
فاضل و عادل به گيتى، حاذق فقه و كلام
متن «تفسير نمونه» منحصر شد در جهان
آفرين بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام
هر پيامش بى نظير و هر بيانش دلپذير
متنِ شيرين و روانش دل برد از خاص و عام!
ضمن تقديم ارادت زان سپس، عرض سلام
محضر آن پاك مرد گوهر فرخنده نام
آنچه اكنون گشته سنگين، حلّ اين معضل بود
اين گِره بگشاى و واكن باب رحمت روى عام
نيك دانى آنچه دارد بهر انسان ها ضرر
طبق فتواى فقيهان مصرفش باشد حرام
مصرف «سيگار» دارد بس ضررها را ز پى
گر ندارد آن زيانى، پس ضرر باشد كدام؟
اين سموم بس كشنده روز و شب بيع و شرا
مى شود اينجا و آنجا با كمال اهتمام
فرض آنكه عايداتش باشد از انجم فزون
مى نيارزد آنچه دارد مرگ و بيمارى مدام!
مى نيارزد تا كه انسان جان خود سازد فدا
عقل سالم كى پسندد اين غُل و زنجير و دام؟
اين چنين چيزى كه دارد پاى تا سر شور و شر
از چه حاضر گشته دولت بهر توزيعش مدام؟
ساليانه صدهزاران مرده اند از اين طريق
اين ستم، گر نيست نقمت، پس چه بايد داد نام
چيست فتواى شما در محو اين «امّ الفساد»؟
يا چه دستورى نمايد منع آن را تا قيام؟
اى فقيه بافضيلت! رأى خود كن آشكار
هر كه گردد روسياه و يا كه گردد شادكام!
طول عمرت خواهم از درگاه حَىِّ لايزال
در سلامت پايدار و در سعادت مستدام!
 

پاسخ استفتاء
جناب آقاى توانا


مى كنم با نام حق آغاز، اكنون اين كلام
مى فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!
نامه ات خواندم كه بد از هر نظر «فصل الكلام»
دلنشين و جامع و زيبا و جالب خوب و تام
از محبتها و ابراز ارادتهاى ناب
گشته ام ممنون و دارم از برايت يك پيام:
راست گفتى، مصرف «سيگار» دارد صد ضرر
بهر شيطان شد سلاح و بهر ديوان، هست دام!
شعله اى از نار دوزخ، آتشى از قهر ربّ
در فسادش شك نكن از مذهب خيرالانام!
آن كه دل بندد به اين «امّ الخبائث» در جهان
از حقيقت دور باشد، در طريقت هست خام!
گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد»
اين به شكل «دود» باشد وان يكى «زهرى» به جام
گر بزرگى از بزرگان جايزش بشمرده است
بر بنى آدم خطا ممكن بُوَد از خاصّ و عام!
آنچه گفتم يك اشارت بود در اين مسأله
عاقلان را يك اشارت هست كافى، والسّلام!

+ نوشته شده در 87/12/27ساعت 13:10 توسط آبایی هزاوه |